انجمن آموزش مکالمه عربی
السلام علیکم و رحمة الله و برکاته
مرحبا بک في منتدی تعليم العربية للناطقين بالفارسية
يمکنک قراءة المواضيع والتحميل بدون التسجيل. ولکن إذا أردت أن تساهم في المواضيع یجب أن تسجل في المنتدی ويتم تفعيل حسابک من قبل المدير.
مع خالص الشکر و التحية
فریق الإدارة
************
سلام
خـــــوش آمــــــــــــــــدید
برای شرکت در مباحث این انجمن و استفاده از امکانات آن نیاز به عضویت دارید. پس از تایید عضویت می توانید در مباحث انجمن شرکت کنید.
برای دانلود کتابها، درسها، فیلمها، معجمها و نرم افزارهای آموزش مکالمه از وبلاگ انجمن به آدرس زیر استفاده کنید:
http://www.arabiforall.com/
با تشکر
گروه مدیریت انجمن مکالمه عربی
انجمن آموزش مکالمه عربی

أهلا وسهلا بك زائرنا الكريم, أنت لم تقم بتسجيل الدخول بعد! يشرفنا أن تقوم بالدخول أو التسجيل إذا رغبت بالمشاركة في المنتدى

الثقافة مهارة خامسة في تعلم اللغات

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي اذهب الى الأسفل  پيام [صفحه 1 از 1]

سهاد


دوست جدید
دوست جدید


أهلا أصدقائي الفضلاء

كان العلماء القدامي يذهبون إلي أن اللغة أربع مهارات هي الاستماع والحديث والقراءة وتأتي الكتابة أخيرا، ولكن علماء اللغة في العصر الراهن يعتبرون الثقافة مهارة ختمسة للغة و هي (الثقافة) يريدون بها طرق حياة الشعوب و أنظمتها السياسية والاقتصادية والاجتماعية والتربوية ويعتبرونها محتوي الوعاء اللغوي.

ولايخفي علي أحد منا أن هناك نقص كبير في مدي تعارفنا ـ الايرانيين ـ مع الثقافة العربية وتعارف العرب مع الثقافة الايرانية إذن انا بادرت هنا بتقديم اشارة موجزة لاحدي التقاليد الايرانية و هي احتفالهم ب "ليلة يلدا" لاتاح فرصة المشاركين في المنتدي من العرب والفرس لتقديم ملاحظاتهم وتعاريفهم لثقافتهم العريقة واتمني لكم تمام التوفيق.



إن يلدا كلمة عربية من مادة (ولد) وتعني الولادة والولادة تعود الي الشمس التي قصر زمان سطوعها خلال النهار ومنذ فجر هذه الليلة فصاعدا فسوف يطول بزوغ الشمس وسطوعها وحيث أن الشمس رمز الحياة والنور فمن هذا المنطلق يحتفل الايرانيون بهذه الليلة.
ليلة يلدا تطلق علي الليلة الأخيرة من فصل الخريف وتعتبر اطول ليلة في السنة الايرانية (وهي تبدأ‌ من مساء اليوم 21 ديسمبر الي فجر 22 ديسمبر)

إن الإيرانيين يقومون بإحياء الليلة حتي ساعات متأخرة من الليل وعادة يجتمعون في بيت كبير الاسرة ويستمعون الي قصص وحكايات يسرد عليهم الكبار وأثناء ذلك يأكلون البطيخ الأحمر (الرقي) و الرمان والمكسرات معتقدين بأن لونهما الاحمر يقيهم من
البرد وبقية الأمراض الشتوية ويمنحهم الصحة والعافية

واقدمكم صورا رائعة من هذه الليلة
(نحن عادة نزين الفواكه في هذه الليلة)

















اسدی


گروه مدیریت انجمن


للمزيد من التفاصيل حول هذا التقليد الإيراني:


شب یَلدا یا شب چلّه بلندترین شب سال در نیم‌کره شمالی زمین است. این شب به زمان بین غروب آفتاب از ۳۰ آذر (آخرین روز پاییز) تا طلوع آفتاب در اول ماه دی (نخستین روز زمستان) اطلاق می‌شود. ایرانیان و بسیاری از دیگر اقوام شب یلدا را جشن می‌گیرند.

این شب در نیم‌کره شمالی با انقلاب زمستانی مصادف است و به همین دلیل از آن زمان به بعد طول روز بیش‌تر و طول شب کوتاه‌تر می‌شود.

پیرامون واژه

یلدا واژه‌ایست به معنای «تولد» برگرفته از زبان سریانی که از شاخه‌های متداول زبان «آرامی» است. زبان «آرامی» یکی از زبان‌های رایج در منطقه خاورمیانه بوده‌است. برخی بر این عقیده‌اند که این واژه در زمان ساسانیان که خطوط الفبایی از راست به چپ نوشته می‌شده، وارد زبان پارسی شده‌است.

واژه «یلدا» به معنای «زایش زادروز» و تولد است. ایرانیان باستان با این باور که فردای شب یلدا با دمیدن خورشید، روزها بلندتر می‌شوند و تابش نور ایزدی افزونی می‌یابد، آخر پاییز و اول زمستان را شب زایش مهر یا زایش خورشید می‌خواندند و برای آن جشن بزرگی برپا می‌کردند و از این رو به دهمین ماه سال دی (به معنای روز) می‌گفتند که ماه تولد خورشید بود.
پیشینهٔ جشن

یلدا و جشن‌هایی که در این شب برگزار می‌شود، یک سنت باستانی است. مردم روزگاران دور و گذشته، که کشاورزی، بنیان زندگی آنان را تشکیل می‌داد و در طول سال با سپری شدن فصل‌ها و تضادهای طبیعی خوی داشتند، بر اثر تجربه و گذشت زمان توانستند کارها و فعالیت‌های خود را با گردش خورشید و تغییر فصول و بلندی و کوتاهی روز و شب و جهت و حرکت و قرار ستارگان تنظیم کنند.

آنان ملاحظه می‌کردند که در بعضی ایام و فصول روزها بسیار بلند می‌شود و در نتیجه در آن روزها، از روشنی و نور خورشید بیشتر می‌توانستند استفاده کنند. این اعتقاد پدید آمد که نور و روشنایی و تابش خورشید نماد نیک و موافق بوده و با تاریکی و ظلمت شب در نبرد و کشمکش‌اند. مردم دوران باستان و از جمله اقوام آریایی، از هند و ایرانی - هند و اروپایی، دریافتند که کوتاه‌ترین روزها، آخرین روز پاییز و شب اول زمستان است و بلافاصله پس از آن روزها به تدریج بلندتر و شب‌ها کوتاهتر می‌شوند، از همین رو آنرا شب زایش خورشید نامیده و آنرا آغاز سال قرار دادند.[۱] بدین‌سان در دوران کهن فرهنگ اوستایی، سال با فصل سرد شروع می‌شد و در اوستا، واژه Sareda, Saredha «سَرِدَ» یا «سَرِذَ» که مفهوم «سال» را افاده می‌کند، خود به معنای «سرد» است و این به معنی بشارت پیروزی اورمزد بر اهریمن و روشنی بر تاریکی است.[۲] در آثارالباقیه ابوریحان بیرونی، ص ۲۵۵، از روز اول دی ماه، با عنوان «خور» نیز یاد شده‌است و در قانون مسعودی نسخه موزه بریتانیا در لندن، «خُره روز» ثبت شده، اگرچه در برخی منابع دیگر «خرم روز» نامیده شده‌ است.[۳] در برهان قاطع ذیل واژه «یلدا» چنین آمده‌ است:

* «یلدا شب اول زمستان و شب آخر پاییز است که اول جَدی و آخر قوس باشد و آن درازترین شب‌هاست در تمام سال و در آن شب و یا نزدیک به آن شب، آفتاب به برج جدی تحویل می‌کند و گویند آن شب به غایت شوم و نامبارک می‌باشد و بعضی گفته‌اند شب یلدا یازدهم جدی است.»[۴]

تاریکی نماینده اهریمن بود و چون در طولانی‌ترین شب سال، تاریکی اهریمنی بیشتر می‌پاید، این شب برای ایرانیان نحس بود و چون فرا می‌رسید، آتش می‌افروختند تا تاریکی و عاملان اهریمنی و شیطانی نابود شده و بگریزند، مردم گرد هم جمع شده و شب را با خوردن، نوشیدن، شادی و پایکوبی و گفتگو به سر می‌آوردند و خوانی ویژه می‌گستردند، هرآنچه میوه تازه فصل که نگاهداری شده بود و میوه‌های خشک در سفره می‌نهادند. سفره شب یلدا، «میَزد» Myazd نام داشت و شامل میوه‌های تر و خشک، نیز آجیل یا به اصطلاح زرتشتیان، «لُرک» Lork که از لوازم این جشن و ولیمه بود، به افتخار و ویژگی «اورمزد» و «مهر» یا خورشید برگزار می‌شد.[۵] در آیین‌های ایران باستان برای هر مراسم جشن و سرور آیینی، خوانی می‌گستردند که بر آن افزون بر آلات و ادوات نیایش، مانند آتشدان، عطردان، بخوردان، برسم و غیره، برآورده‌ها و فرآورده‌های خوردنی فصل و خوراک‌های گوناگون، خوراک مقدس مانند «میزد» نیز نهاده می‌شد.

ایرانیان گاه شب یلدا را تا دمیدن پرتو پگاه در دامنهٔ کوه‌های البرز به انتظار باززاییده‌ شدن خورشید می‌نشستند. برخی در مهرابه‌ها (نیایشگاه‌های پیروان آیین مهر) به نیایش مشغول می‌شدند تا پیروزی مهر و شکست اهریمن را از خداوند طلب کنند و شب‌هنگام دعایی به نام «نی ید» را می‌خوانند که دعای شکرانه نعمت بوده‌است. روز پس از شب یلدا (یکم دی ماه) را خورروز (روز خورشید) و دی گان؛ می‌خواندند و به استراحت می‌پرداختند و تعطیل عمومی بود (خرمدینان، این روز را خرم روز یا خره روز می‌نامیدند).خورروز در ایران باستان روز برابری انسان‌ها بود در این روز همگان از جمله پادشاه لباس ساده می‌پوشیدند تا یکسان به نظر آیند و کسی حق دستور دادن به دیگری نداشت و کارها داوطلبانه انجام می‌گرفت نه تحت امر. در این روز جنگ کردن و خونریزی حتی کشتن گوسفند و مرغ هم ممنوع بود این موضوع را نیروهای متخاصم با ایرانیان نیز می‌دانستند و در جبهه‌ها رعایت می‌کردند و خونریزی به طور موقت متوقف می‌شد و بسیار دیده شده که همین قطع موقت جنگ به صلح طولانی و صفا تبدیل شده‌ است. در این روز بیشتر از این رو دست از کار می‌کشیدند که نمی‌خواستند احیاناً مرتکب بدی شوند که آیین مهر ارتکاب هر کار بد کوچک را در روز تولد خورشید گناهی بسیار بزرگ می‌شمرد. ایرانیان به سرو به چشم مظهر قدرت در برابر تاریکی و سرما می‌نگریستند و در خورروز در برابر آن می‌ایستادند و عهد می‌کردند که تا سال بعد یک سرو دیگر بکارند.
تأثیر یلدا در جشن‌های دیگر اقوام

* امروزه محققان معتقدند که مسیحیت غربی چارچوب اصلی خود را که به این دین پایداری و شکل بخشیده به مذاهب پیش از مسیحیت روم باستان از جمله میترایسم مدیون است و برای نمونه تقویم کلیساها، بسیاری از بقایای مراسم و جشنهای پیش از مسیحیت بخصوص کریسمس را در خود نگاه داشته‌ است و کریسمس به عنوان آمیزه‌ای از جشن‌های ساتورنالیا و زایش میترا در روم باستان در زمان قرن چهارم میلادی با رسمی شدن آیین مسیحیت و به فرمان کنستانتین به عنوان زادروز رسمی مسیح در نظر گرفته شد.[۶] هنگام توسعهٔ آیین‌های رازآمیز در اروپا و سرزمین‌های تحت فرمانروایی امپراتوری روم و پیش از از پذیرفتن آیین مسیحیت، رومیان هر ساله در روز ۱۷ دسامبر در جشنی به نام ساتورنالیا به سیاره کیوان (ساترن)، ایزد باستانی زراعت، احترام می‌نهادند. این جشن تا هفت روز ادامه می‌یافت و انقلاب زمستانی را شامل می‌شد. از آنجا که رومیان از گاهشماری یولیانی در محاسبات خود استفاده می‌کردند روز انقلاب زمستانی به جای ۲۱ یا ۲۲ دسامبر حدوداً در ۲۵ دسامبر واقع می‌شد. هنگام عید ساتورنالیا، رومی‌ها اقدام به برپاداشتن جشن و سرور، به تعویق انداختن کسب و کار و منازعات، هدیه دادن به همدیگر و آزادکردن موقتی برده‌ها می‌نمودند. همچنین آیین رازآمیز میترائیسم، بر پایه پرستش ایزد باستان ایران زمین، میترا در سرزمین‌های تحت فرمانروایی روم باستان اشاعه زیادی یافته بود و بسیاری از رومیان، رویداد بلندتر شدن روزها به دنبال انقلاب زمستانی را با شرکت کردن در مراسمی به منظور بزرگداشت میترا، جشن می‌گرفتند. این جشنها و سایر مناسک تا روز اول ژانویه ادامه می‌یافت که رومیان آنرا روز ماه و سال جدید می‌دانستند. پس از استیلای مسیحیت در اروپا، آداب و رسوم آیین مهر که در زندگی مردم و به‌خصوص در میان رومیان نفوذ کرده بود هم‌چنان باقی ماند و با آمدن دین جدید رنگ نباخت. کلیسای کاتولیک روم روز ۲۵ دسامبر را به عنوان زادروز مسیح برگزید تا به مراسم پگانیسم در آن زمان معنا و مفهوم مسیحی بخشد. برای نمونه، کلیسا جشن زادروز میترا خدای نور و روشنایی را با جشن بزرگداشت زادروز عیسی که عهد جدید او را نور و روشنی جهان می‌نامد، جایگزین نمود تا از درآمیختن این دو مناسبت٬ نفوذ بیشتری بر زندگی مردم داشته باشد و بزرگ‌ترین جشن آیین مهر را در خود حل کنند. اکنون کلیسای ارامنه روز ششم ژانویه را که گفته می‌شود روز غسل تعمید مسیح است را به عنوان روز میلاد مسیح جشن می‌گیرند.[۷] تاریخدانان٬ تاریخ دقیق زادروز عیسی را نمی‌دانند. فرانتس کومون، باستان‌شناس بلژیکی و بنیان‌گذار میتراپژوهی مدرن و دیگر میتراپژوهان همفکر او مفاهیم آیین میترایسم روم را کاملاً برگرفته از آیین مزدیسنا و ایزد ایرانی میترا (مهر) می‌دانند اما این ایده از دهه ۱۹۷۰ میلادی به بعد به شدت مورد نقد و بازبینی قرار گرفته‌ است و اکنون به یکی از مسائل بسیار مجادله‌برانگیز در زمینه پژوهش ادیان در دنیای روم و یونان باستان تبدیل شده‌ است.[۸]

* در حدود ۴۰۰۰ سال پیش در مصر باستان جشن «باززاییده‌ شدن خورشید»، مصادف با شب چله، برگزار می‌شده‌ است. مصریان در این هنگام از سال به مدت ۱۲ روز، به نشانهٔ ۱۲ ماه سال خورشیدی، به جشن و پای‌کوبی می‌پرداختند و پیروزی نور بر تاریکی را گرامی می‌داشتند. هم‌چنین از ۱۲ برگ نخل برای تزیین مکان برگزاری جشن استفاده می‌کردند که نشانهٔ پایان سال و آغاز سال نو بوده‌ است.
* در یونان قدیم نیز، اولین روز زمستان روز بزرگ‌داشت خداوند خورشید بوده‌ است و آن را خورشید شکست ناپذیر، ناتالیس انویکتوس، می‌نامیدند که از ریشهٔ کلمهٔ ناتال که در بالا اشاره شد برگرفته شده‌است و معنی آن، میلاد و تولد است. ریشه‌های یلدا در جشن دیگر مرسوم در یونان نیز باقی مانده‌است از مهم‌ترین این جشن‌های می‌توان به جشن ساتورن اشاره کرد.
* در قسمت‌هایی از روسیهٔ جنوبی، هم‌اکنون جشن‌های مشابهی به‌مناسبت چله برگزار می‌شود. این آیین‌ها شباهت بسیاری با مراسم شب چله دارد. پختن نان شیرینی محلی شبیه به موجودات زنده، بازی‌های محلی گوناگون، کشت و بذرپاشی به صورت تمثیلی و بازسازی مراسم کشت، پوشانیدن سطح کلبه با چربی، گذاشتن پوستین روی هره پنجره‌ها، آویختن پشم از سقف، پاشیدن گندم به محوطه حیاط، ترانه‌خوانی و رقص و آواز و مهم‌تر از همه قربانی کردن جانوران از آیین‌های ویژه این جشن بوده و هست. یکی دیگر از آیین‌های شب‌های جشن، فالگیری بود و پیشگویی رویدادهای احتمالی سال آینده. همین آیین‌ها در روستاهای ایران نیز کم و بیش به چشم می‌خورند که نشان از همانندی جشن یلدا در ایران و روسیه دارند.
* یهودیان نیز در این شب جشنی با نام «ایلانوت» (جشن درخت) برگزار می‌کنند و با روشن‌کردن شمع به نیایش می‌پردازند.
* آشوریان نیز در شب یلدا آجیل مشکل‌گشا می‌خورند و تا پاسی از شب را به شب نشینی و بگو بخند می‌گذرانند و در خانواده‌های تحصیل کرده آشوری تفال با دیوان حافظ نیز رواج دارد.
* نخستین روز زمستان در نزد خرمدینانی که پیرو مزدک هستند نیز سخت گرامی و بزرگ دانسته می‌شود و از آن با نام «خرم روز» (خره روز) یاد می‌گردد و آیین‌هایی ویژه در آن روز برگذار می‌شود. این مراسم و نیز سالشماری آغاز زمستان هنوز در میان برخی اقوام دیده می‌شود که نمونه آن تقویم محلی پامیر و بدخشان (در شمال افغانستان و جنوب تاجیکستان) است.

جشن یلدا و عادات مرسوم در ایران

ایرانیان نزدیک به چند هزار سال است که شب یلدا آخرین شب پاییز را که درازترین و تاریکترین شب در طول سال است تا سپیده دم بیدار می‌مانند و در کنار یکدیگر خود را سرگرم می‌دارند تا اندوه غیبت خورشید و تاریکی و سردی روحیهٔ آنان را تضعیف نکند و با به روشنایی گراییدن آسمان به رخت خواب روند و لختی بیاسایند.

* در آیین کهن، بنابر یک سنت دیرینه آیین مهر شاهان ایرانی در روز اول دی‌ماه تاج و تخت شاهی را بر زمین می‌گذاشتند و با جامه‌ای سپید به صحرا می‌رفتند و بر فرشی سپید می‌نشستند. دربان‌ها و نگهبانان کاخ شاهی و همهٔ برده‌ها و خدمت‌کاران در سطح شهر آزاد شده و به‌سان دیگران زندگی می‌کردند. رئیس و مرئوس، پادشاه و مردم عادی همگی یکسان بودند. البته درستی این امر تایید نشده و شاید افسانه‌ای بیش نباشد. ایرانیان در این شب باقی‌مانده میوه‌هایی را که انبار کرده بودند به همراه خشکبار و تنقلات می‌خوردند و دور هم گرد هیزم افروخته می‌نشستند تا سپیده دم بشارت روشنایی دهد زیرا به زعم آنان در این شب تاریکی و سیاهی در اوج خود است. جشن یلدا در ایران امروز نیز با گرد هم آمدن و شب‌نشینی اعضای خانواده و اقوام در کنار یکدیگر برگزار می‌شود. متل‌گویی که نوعی شعرخوانی و داستان‌خوانی است در قدیم اجرا می‌شده‌ است به این صورت که خانواده‌ها در این شب گرد می‌آمدند و پیرترها برای همه قصه تعریف می‌کردند. آیین شب یلدا یا شب چله، خوردن آجیل مخصوص، هندوانه، انار و شیرینی و میوه‌های گوناگون است که همه جنبهٔ نمادی دارند و نشانهٔ برکت، تندرستی، فراوانی و شادکامی هستند، این میوه‌ها که اغلب دانه‌های زیادی دارند، نوعی جادوی سرایتی محسوب می‌شوند که انسان‌ها با توسل به برکت‌خیزی و پردانه بودن آنها، خودشان را نیز مانند آنها برکت‌آور می‌کنند و نیروی باروی را در خویش افزایش می‌دهند و همچنین انار و هندوانه با رنگ سرخشان نمایندگانی از خورشید در شب به‌شمار می‌روند. در این شب هم مثل جشن تیرگان، فال گرفتن از کتاب حافظ مرسوم است. حاضران با انتخاب و شکستن گردو از روی پوکی و یا پُری آن، آینده‌گویی می‌کنند.
* در خطهٔ شمال و آذربایجان رسم بر این است که در این شب خوانچه‌ای تزیین شده به خانهٔ تازه‌عروس یا نامزد خانواده بفرستند. مردم آذربایجان در سینی خود هندوانه‌ها را تزئین می‌کنند و شال‌های قرمزی را اطرافش می‌گذارند. درحالی که مردم شمال یک ماهی بزرگ را تزئین می‌کنند و به خانهٔ عروس می‌برند.
* سفرهٔ مردم شیراز مثل سفرهٔ نوروز رنگین است. مرکبات و هندوانه برای سرد مزاج‌ها و خرما و رنگینک برای گرم مزاج‌ها موجود است. حافظ‌خوانی جزو جدانشدنی مراسم این شب برای شیرازی‌هاست. البته خواندن حافظ در این شب نه تنها در شیراز مرسوم است، بلکه رسم کلی چله‌نشینان شده‌است.
* همدانی‌ها فالی می‌گیرند با نام فال سوزن. همه دور تا دور اتاق می‌نشینند و پیرزنی به طور پیاپی شعر می‌خواند. دختر بچه‌ای پس از اتمام هر شعر بر یک پارچه نبریده و آب ندیده سوزن می‌زند و مهمان‌ها بنا به ترتیبی که نشسته‌اند شعرهای پیرزن را فال خود می‌دانند. همچنین در مناطق دیگر همدان تنقلاتی که مناسب با آب و هوای آن منطقه‌است در این شب خورده می‌شود. در تویسرکان و ملایر، گردو و کشمش و مِیز نیز خورده می‌شود که از معمولترین خوراکی‌های موجود در ابن استان هاست.
* در شهرهای خراسان خواندن شاهنامهٔ فردوسی در این شب مرسوم است.
* در اردبیل رسم است که مردم، چله بزرگ را قسم می‌دهند که زیاد سخت نگیرد و معمولاً گندم برشته (قورقا) و هندوانه و سبزه و مغز گردو و نخودچی و کشمش می‌خورند.
* در گیلان هندوانه را حتماً فراهم می‌کنند و معتقدند که هر کس در شب چله هندوانه بخورد در تابستان احساس تشنگی نمی‌کند و در زمستان سرما را حس نخواهد کرد. «آوکونوس» یکی دیگر از خوردنی‌هایی است که در این منطقه در شب یلدا رواج دارد و به روش خاصی تهیه می‌شود. در فصل پاییز، ازگیل خام را در خمره می‌ریزند، خمره را پر از آب می‌کنند و کمی نمک هم به آن می‌افزایند و در خم را می‌بندند و در گوشه‌ای خارج از هوای گرم اطاق می‌گذارند. ازگیل سفت و خام، پس از مدتی پخته و آبدار و خوشمزه می‌شود. آوکونوس در اغلب خانه‌های گیلان تا بهار آینده یافت می‌شود و هر وقت هوس کنند ازگیل تر و تازه و پخته و رسیده و خوشمزه را از خم بیرون می‌آورند و آن را با گلپر و نمک در سینه‌کش آفتاب می‌خورند.(آو= آب و کونوس = ازگیل). در گیلان در خانواده هایی که در همان سال پسرشان را داماد یا نامزد کرده‌اند رسم است که طبقی برای خانواده نوعروس می فرستند. در این طبق میوه‌ها و خوراکی‌ها و تنقلات ویژه شب چله به زیبایی در اطراف آراسته می‌شود و در وسط طبق هم یک ماهی بزرگ (معمولا ماهی سفید) تازه و خام همراه با تزیین سبزیجات قرار می‌گیرد که معتقدند باعث خیر و برکت و فراوانی روزی زوج جدید و همچنین سلامت و باروری نوعروس می‌گردد
* مردم کرمان تا سحر انتظار می‌کشند تا از قارون افسانه‌ای استقبال کنند. قارون در لباس هیزم‌شکن برای خانواده‌های فقیر تکه‌های چوب می‌آورد. این چوب‌ها به طلا تبدیل می‌شوند و برای آن خانواده، ثروت و برکت به همراه می‌آورند
* در کردستان نیز خانواده‌هایی که عروس به خانه بخت فرستاده‌اند‌ خوانچه‌هایی حاوی هندوانه و آجیل و همچنین هدیه را به خانه نو عروس و داماد می‌فرستند
المصدر:
ویکی پدیا



اين مطلب آخرين بار توسط اسدی در السبت 25 ديسمبر - 12:45 ، و در مجموع 1 بار ويرايش شده است.

http://www.arabiforall.com

مسافر


عضو فعالی شده
عضو فعالی شده



قال رسول الله - صلوات الله و سلامه علیه - :
مَن دَعَا إِلَى ضَلاَلَةٍ كَانَ عَلَيهِ مِنَ الإِثمِ مِثلُ آثَامِ مَن تَبِعَهُ لاَ يَنقُصُ ذَلِكَ مِن آثَامِهِم شَيئًا


...



العیاذ بالله مِن بدَع قوم الفارس


اللهم اهدهم إلی صراطک المستقیم

shirin


دیگه صاحب خونه شده
دیگه صاحب خونه شده
سلام عليكم اختى سهاد
متشکرم بر این موضوع زیبا و سودمند
درست که فرهنگ حواس ششم بود ما این فرهنگ نیاز دارند زیرا این فرهنگ تیز در ترجمه و تماس و اشنا شدن یگدیگر و گمگ کند
موفق باشید

سلام عليكم اخي و استاذى اسدى
متشكرم براي اين اطلاعات اضافه كنيد

اسدی


گروه مدیریت انجمن
بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علیکم و رحمة الله و برکاته
شکرا للأخ مسافر و الأستاذة شيرين علی المرور و الرد

أنا شخصيا لا ادعوا لإقامة الاحتفالات في هذا الیوم و لا احتفل بها أصلا
إلا أن بعض ما يقوم به الناس في هذا اليوم کصلة الرحم و زيارة الکبار في السن أمر جميل بحد ذاته
و لم اقصد الدعوة إلی الاحتفالات التي لا أصل لها في الإسلام و إنما أردت تعريف الزائرين بها وهذا ما فعلته السيدة سهاد أيضا
أي مجرد تعريف
أنا من الذين ينتقدون إهمال الإيرانيين للأعياد الإسلامية
هذا الإهمال شديد جدا بحيث أنک لما تزور الناس في هذه الأيام لا تشعر بأنهم في عيد
بعکس النيروز فکل الناس يحتفلون به و يتبادلون فيه التهاني و الهدايا و العيديات
أما یلدا فقد أصبح متروکا عند عدد کبیر من الناس ففي مدينتا مثلا لا اجد مظاهر الاحتفال بشکل ملفت للنظر

اسأل الله أن يوفق الناس جميعا لمعرفة الأعیاد الإسلامية و الأهداف و الدروس التي تکمن فيها
واشکرکم ثانية علی المشارکة
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

http://www.arabiforall.com

عبير الكلمات


شخصیت مهمیه
شخصیت مهمیه
السلام عليكم

أهلاً بكى أستاذة سهاد ، وأشكركى على الموضوع.

أولاً أتفق جداً معكى فى أن الثقافة صارت واحدة من الأدوات المساعدة على تعلم اللغات، من منطلق أن الثقافة هى وعاء اللغة .

أنا شخصياً هاوية للتعرف على ثقافات وعادات وتقاليد الشعوب الأخرى ، وأتمنى كذلك التعرف عليها فى إيران.


لكنى ألاحظ أن الشعب الإيرانى شديد الإهتمام بالأعياد والمناسبات القومية أو الخاصة بثقافة البلاد كعيد " النيروز "مثلاً ، فى حين يقل الإهتمام بالأعياد الإسلامية " الفطر والأضحى " ، رغم أن العكس هو الصحيح ، ترى ما السبب وراء ذلك؟

بأى حال نحن فى انتظار المزيد من التعرف على الثقافة الإيرانية.






http://hekayatabeer.blogspot.com/

اسدی


گروه مدیریت انجمن
عبير الكلمات نوشته است:
السلام عليكم

أهلاً بكى أستاذة سهاد ، وأشكركى على الموضوع.

أولاً أتفق جداً معكى فى أن الثقافة صارت واحدة من الأدوات المساعدة على تعلم اللغات، من منطلق أن الثقافة هى وعاء اللغة .

أنا شخصياً هاوية للتعرف على ثقافات وعادات وتقاليد الشعوب الأخرى ، وأتمنى كذلك التعرف عليها فى إيران.


لكنى ألاحظ أن الشعب الإيرانى شديد الإهتمام بالأعياد والمناسبات القومية أو الخاصة بثقافة البلاد كعيد " النيروز "مثلاً ، فى حين يقل الإهتمام بالأعياد الإسلامية " الفطر والأضحى " ، رغم أن العكس هو الصحيح ، ترى ما السبب وراء ذلك؟

بأى حال نحن فى انتظار المزيد من التعرف على الثقافة الإيرانية.







السلام علیکم و رحمة الله و برکاته
أهلا بک يا أستاذة عبير
لهذه الظاهرة أسباب مختلفة حسب اعتقادي:
1- الامية الدينية و ضئالة معرفة الناس بدينهم
2- تصاعد النزعات القومية الفارسية لدی طبقة خاصة من المجتمع
3- عدم نجاح الإعلام الإيراني في نشر الوعي الإسلامي في الداخل أو الأحری أن اقول تعاقسه عن ذلک
طبعا هناک أسباب أخری أيضا ولکني ذکرت أهمها

http://www.arabiforall.com

عبير الكلمات


شخصیت مهمیه
شخصیت مهمیه
السلام عليكم ورحمة الله وبركاته

أستاذ أسدى ، جزاكم الله خيراً عن التوضيح .

لكن هذا الأمر يحتاج إلى نظرة واهتمام من قبل القائمن على الإعلام فى إيران أو من قبل رجال الدين ، فالناس بحاجة إلى توعية بأهمية التمسك بالهوية الإسلامية التى تميز المسلم عن غيره .

أما أمر النزعة للقومية الفارسية ، فانا اتعجب من وجوده لدى بعض الفرس كما أتعجب من وجود مثل تلك النزعات لدى بعض الأمم ، رغم أن المفترض بالمسلم أن يكون إنتماؤه الأول للإسلام، لأنه البوتقة التى انصهرت فيها كل الإجناس والألوان.

قال الله تعالى
" يأيها الناس إنا خلقناكم من ذكر وأنثى وجلعناكم شعوباً وقبائل لتعارفوا إن أكرمكم عند الله أتقاكم " صدق الله العظيم.

ونسأل الله الهداية إلى سواء السبيل .

دمتم موفقين


http://hekayatabeer.blogspot.com/

سيمين


اگه بره دلمون تنگ میشه
اگه بره دلمون تنگ میشه
به نام خدا
از آنجا که ايرانی ها قبل از اسلام تابع تعاليم دينهايی چون زردشت و مسيحيت بودند بسياری از اعياد و مراسم آنها برگرفته از تعاليم اين اديان بخصوص زردشت است و بيشتر اين اعياد منجر به افزايش عطوفت مهربانی ميان آنها ميشه که مسلما با اسلام منافاتی نداره بر عکس اينها چيزاييه که اسلام هم بهش سفارش ميکنه حالا چون ما قبل ازاسلام خودمون اين چيزا را داشتيم و بعدش اسلام اومده بايد فراموشش کنيم !!!!؟؟؟ چرا؟؟؟؟! اين عيدها کجاش با اسلام منافات داره؟؟؟!!!
ايرانی ها به عيد فطر و ديگر اعياد اسلامی هم توجه زيادی دارن
متاسفانه تو منطق بعضی از شما چون يلدا و نوروز مربوط به قبل از اسلام ميشه بايد فراموش بشه؟؟
پس اگه وضع برعکس بود الان بايد به عيد نوروز اهميت ميداديم و عيد فطر را فراموش ميکرديم !!! نه؟؟؟؟


با عرض پوزش من اينقدر از فرمايشات بعضی از دوستان عصبانی شدم که نتونستم به عربی بنويسم دوستان فارسی زبان اگه براشون زحمتی نيست برای دوستان عربی زبان ترجمه کنند با تشکر.

mona


عضو ممتاز
عضو ممتاز
و کمان بيعتبر الإيرانيون أن "شب يلدا" هي ليلة ولادة أخرى لآلهة المحبة "ميترا" كما أنها توافق ليلة ولادة السيد المسيح عليه السلام حسب تقويم الكنيسة الشرقية ليعتبروا هذه الليلة هي بمثابة "كريسماس فارس القديمة"، حسب الباحث في تاريخ إيران الأستاذ مسعود لقمان Wink

انصاری


اگه بره دلمون تنگ میشه
اگه بره دلمون تنگ میشه


السلام علیکم

شکراً للأخت سهاد علی الموضوع و لبقیه الأعضاء علی ردودهم الجمیله
إن الآداب و التقالید القدیمه التی وصلت إلینا لیست کأصلها و منها آداب لیله یلدا .
بصوره عامه ما یقام به الآن فی هذه اللیله لیس الا صله الرحم یعنی فی بلدنا و فی أکثر بلاد ایران لا تقام هذه المراسیمات الإضافیه .
الکل یجتمعون فی بیت کبیر الأسره أو یذهبون بالفواکه و المکسرات الی بیت العروس للسهره ( طبعاً بقدر و حد عقلانی ! ).
برأیی لا یفکر الناس حالیاً إلا برویه و زیاره الأقارب مهما فی هذه اللیله أو فی عید النیروز. إن هذین الرسمین یؤدیان إلی أمر إیجابی بإسم صله الرحم الذی یوصی به الإسلام.
و أخیراً عندی نقد لبعض الأعضاء حول موقفهم إن یقبلوه ؛ یُعرف من رأیهم أن لیس لهم علم کاف بالآداب و الرسوم الحالیه لإیران رغم أنی لا أتاید بعض الرسوم التی تتعارض مع العقل و الدین.
هذه لئلایتضایق منی أحد.


اسدی


گروه مدیریت انجمن
السلام علیکم و رحمة الله و برکاته
تحياتي للجميع
برأيي لا بأس في تعظيم التقاليد و الاحتفالات الشعبية مادام لايتعارض مع ديننا
ولکن هناک أمر مؤسف نراه في إيران و هو أنهم بالغوا في الاهتمام بالتقالید الشعبية و في نفس الوقت أهملوا الأعیاد الإسلامية إلی حد کبیر
فعطلة النیروز 13 یوما بینما عطلة الأعیاد الاسلامية یوم واحد لکل عید. أضف إلی ذلک أنک لما تکون في إيران في الاعیاد الاسلامية لاتشعر بأن الناس في العید. فقلیل من الناس یتبادلون التهاني و لا أحد يوزع الهدایا و العیدیات و لا أحد یشتري ملابس جدیدة في هذه الأعیاد
هناک أمر آخر بالنسبة لبعض الاحتفالات الشعبية و هو ارتباط بعض التقالید بعقائد خرافية مثل الاعتقاد بنحوسة الیوم الثالث عشر من شهر فروردین أو نحوسة یوم الأربعا الأخیر في کل سنة و إحراق النار من أجل التخلص من الشیاطین
یجب نبذ هذه الخرافات و ترک التقالید التي تعارض الشريعة کما ينبغي لنا کمسلمين أن نعیر اهتماما اکثر بالأعیاد الإسلامية
وأما ما یقوله البعض حول الأعیاد الایرانية من أجل شرعنتها و ربطها بالشرع فهو يعتمد علی أحاديث غیر صحيحة من ناحية السند. فمولد سیدنا المسیح مثلا غیر معلوم أصلا و مايعرف الان بمولد المسیح فهو في الأصل مولد أحد آلهة مصر القديمة الذي یسمی بحوروس و فد تأثر النصاری بالعقائد الوثنية المصرية و زعموا أن هذا الیوم مولد سیدنا المسیح.
آسف علی الإطالة و شکرا
دمتم في رعاية الله


----------------------- (( عطّروا أفواهكم بأريج الصلاة على خير الأنام محمد وآله الطيبين الطاهرين)) ----------------------






وبلاگ نوشته ها و مقالات زبان آموزان عربی دانشگاه ادیان و مذاهب قم
http://asirqalam.blogfa.com/
أثير القلم


آموزش مکالمه عربی
عربی برای همه

http://www.arabiforall.com

mona


عضو ممتاز
عضو ممتاز
مرسی موسیو ع تفاصیل استفدنا کتیر

?????


مهمان
mona نوشته است:مرسی موسیو ع تفاصیل استفدنا کتیر

عبير الكلمات


شخصیت مهمیه
شخصیت مهمیه
السلام عليكم

أهلاً بكم من جديد ، ياااااه مر وقت طويل منذ آخر زيارة لى للمنتدى الذى أفتقد المشاركة فيه
لكن مع الأسف يمنعنى ضيق وقتى وانشغالى من المشاركة بنفس القدر الذى كنت أشارك به سابقاً والله المستعان.

أما فيما يخص رأى الأستاذ أنصارى فانى أتفق مع كثير مما قاله لكنى أختلف مع كون هذه الاعياد أو المناسبات مثل " يلدا والنيروز " فرصة إيجابية لصلة الأرحام ، ببساطة لأننا كمسلمين مطالبين وملزمين بأن نصل أرحامنا دون التقيد بمناسبات معينة . وإن كانت ظروف الحياة الأن وكثرة المشاغل تفرض علينا التقيد بالمناسبات والأعياد فمن الأولى أن نصل الأرحام فى الأعياد والمناسبات الإسلامية وهى ليست قليلة والحمد لله.

رغم أن الإسلام رسالة عامة تدعو جميع البشر للإتحاد تحت مظلته ، ونبذ التعصب للقوميات وإعلائها فوق الإنتماء للدين
إلا أنه فى نفس الوقت يراعى عادات وتقاليد الشعوب، لاينكر على كل شعب أن يحتفظ بسمات وخصائص تميزه عن الشعوب الأخرى ، حيث قال الله تعالى
" يأيها الناس إنا خلقناكم من ذكر وأنثى وجلعناكم شعوباً وقبائل لتعارفوا إن أكرمكم عند الله أتقاكم " صدق الله العظيم

لكن فى نفس الوقت يجب ألا تعارض هذه العادات والسمات والخصائص أو ما يختص بها من أعياد ومناسبات ، مع الإسلام والشريعة ، وإلا فان الناس سيبتعدون عن الدين شيئاً فشئياً مع مرور الزمن وربما يعلو صوت القوميات والعصبيات من جديد
وبدون شك ستتصارع الأمم فى إثبات أفضليتها على الأخريأو ربما تحتقر بعض القوميات بعضها البعض
وكل هذا بدوره سيهدم أهم مبداً من مبادىء الإسلام وهو المساواة بين الجميع وعدم أفضلية أحد على أحد إلا بتقوى الله.

أتفق مع آراء الأستاذ أسدى فى الموضوع وأرى أنها متزنة وموضوعية إلى حد كبير.
معذرة للإطالة ودمتم بخير وسلام.

http://hekayatabeer.blogspot.com/

انصاری


اگه بره دلمون تنگ میشه
اگه بره دلمون تنگ میشه

السلام علیکم

أهلاً بکم ثانیهً

أتصور أن أختی الأستاذه عبیر الکلمات وجدت تعصباً فی کلامی و لکننی أرفض هنا أی تعصب و أتفق معکم تماماً ، إنکم و الأستاذ أسدی أشرتم إلی ما یدور فی بالی و هذا یطلب أمراً ثقافیاً کبیراً.

أما برأیی تقویه الأعیاد الدینیه و حفظ بعض التقالید القومیه الإیجابیه أفضل من ترکها کعید النیروز الذی یبشر بسنه جدیده و ذلک بالربیع أیضاً .

ولکن لا تقلقوا إن الجیل الحدیث لا یهتم بالآداب و الرسوم و التقالید القومیه غیر یوم الأربعاء الأخیره فی کل سنه (چهارشنبه سوری ) الذی أشار إلیه الأستاذ أسدی ویجرونه بصوره خطیره جداً و کلها فی حاله الإباده .

17 رد: الثقافة مهارة خامسة في تعلم اللغات في الثلاثاء 5 أبريل - 21:38

عبير الكلمات


شخصیت مهمیه
شخصیت مهمیه
السلام عليكم

أهلاً بكم أستاذ أنصارى ، وأشكرك للتعقيب على ردى

لكن أود أن أشير إلى أننى لم أجد تعصباً فى كلامك ، بل كنت أتفهم كلامك وأقدره تماماً
إنما فقط اختلفت معك فى جزء من كلامك السابق وقد وضحت رأيى بخصوصه

لكنى أتمنى حقاً أن يكون ما ذكرته فى ردك بخصوص الأجيال الحديثة فى إيران، واقعياً وصحيحاً ، وإن كنت لازلت أرى أن جزءاً ليس قليل من المجتمع الإيرانى لايزال متمسكاً بهذه الأداب والتقاليد والمراسم ، والسبب بصراحة شديدة قد يرجع للتعصب للقومية الفارسية وإعلاء شأنها على الإنتماء للإسلام.
وأرى أن لبعض المفكرين والمثقفين الإيرانين دوراً فى تنمية هذا التعصب بل والحفاظ عليه من خلال تصريحاتهم أو كتاباتهم أو أعمالهم الأدبية وربما ينضم إلى فريقهم جزء من علماء الدين الذين يصردون بعض الفتاوى التى تخص هذه المناسبات، ومع الأسف أظن أن كثير من الناس ينساقون وراء هذا التيار ، بوعى أو بدون وعى.

لكن بمناسبة ذكر كلمة الأعياد ، من الناحية الدينية ، يكون من الخطأ أن تسمى مناسبة " النيروز " بالعيد ومن الأفضل أن تسمى " مناسبة أو احتفالية أو أيام النيروز " لأن الأعياد فى الإسلام إثنين فقط وهما عيد الفطر ، والأضحى ولا يوجد أعياد غيرهم، لكن بالطبع توجد هناك مناسبات.
والمفترض بايران كدولة تهتم بتطبق الشريعة الإسلامية ، أن تساهم فى توعية الشعب الإيرانى بهذه النقطة ، لكن هذا لا يحدث مع الأسف.

معذرة للإطالة ثانية ودمتم فى رعاية الله.

http://hekayatabeer.blogspot.com/

18 رد: الثقافة مهارة خامسة في تعلم اللغات في الأربعاء 6 أبريل - 11:51

farhan


دوست جدید
دوست جدید
إنّ الرموز الثقافية التي يهتم بها الايرانيون كثير منها لا تنافي تعاليم الدين احنيف بل تعززها و خير دليل إلي ذلك ليلة ليدا حيث يجتمع الجميع في بيت كبير الأسرة يتسامرون في حب و مودة.
الأستاذ أسدي الموقر ابعث اليك أعبق تحياتي مسبقا بيد أن الثقافات القومية يجب احترامها و تكريمها مادام لا تتنافي الدين الحنيف

محتوى إعلاني


مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي بازگشت به بالاي صفحه  پيام [صفحه 1 از 1]

صلاحيات هذا المنتدى:
شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد