انجمن آموزش مکالمه عربی
السلام علیکم و رحمة الله و برکاته
مرحبا بک في منتدی تعليم العربية للناطقين بالفارسية
يمکنک قراءة المواضيع والتحميل بدون التسجيل. ولکن إذا أردت أن تساهم في المواضيع یجب أن تسجل في المنتدی ويتم تفعيل حسابک من قبل المدير.
مع خالص الشکر و التحية
فریق الإدارة
************
سلام
خـــــوش آمــــــــــــــــدید
برای شرکت در مباحث این انجمن و استفاده از امکانات آن نیاز به عضویت دارید. پس از تایید عضویت می توانید در مباحث انجمن شرکت کنید.
برای دانلود کتابها، درسها، فیلمها، معجمها و نرم افزارهای آموزش مکالمه از وبلاگ انجمن به آدرس زیر استفاده کنید:
http://www.arabiforall.com/
با تشکر
گروه مدیریت انجمن مکالمه عربی
انجمن آموزش مکالمه عربی

أهلا وسهلا بك زائرنا الكريم, أنت لم تقم بتسجيل الدخول بعد! يشرفنا أن تقوم بالدخول أو التسجيل إذا رغبت بالمشاركة في المنتدى

الزوج موجود والإبن مولود والأخ مفقود

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي اذهب الى الأسفل  پيام [صفحه 1 از 1]

shirin


دیگه صاحب خونه شده
دیگه صاحب خونه شده
من اغرب الامثال التى سمعتها
الزوج موجود والإبن مولود والأخ مفقود


مثل يضرب في الدلالة على منزلة الأخ .. والحث على صلة الرحم بين الأخوة .. وأصل القصة كما يلي:

يحكى أن الحجاج بن يوسف قبض على ثلاثة في تهمة وأودعهم السجن، ثم أمر بهم أن تضرب أعناقهم. وحين قدموا أمام السياف .. لمح الحجاج امرأة ذات جمال تبكي بحرقة .. فقال: أحضروها. فلما أن أحضرت بين يديه .. سألها ما الذي يبكيها؟ فأجابت: هؤلاء النفر الذين أمرت بضرب أعناقهم هم زوجي .. وشقيقي .. وابني فلذة كبدي .. فكيف لا أبكيهم؟! فقرر الحجاج أن يعفو عن أحدهم إكراما لها وقال لها: تخيري أحدهم كي أعفو عنه .. وكان ظنه أن تختار ولدها .. خيم الصمت على المكان .. وتعلقت الأبصار بالمرأة في انتظار من ستختار؟! فصمتت المرأة هنيهة .. ثم قالت: أختار أخي! وحيث فوجئ الحجاج من جوابها .. سألها عن سر اختيارها .. فأجابت: أما الزوج .. فهو موجود "أي يمكن أن تتزوج برجل غيره"، وأما الولد .. فهو مولود "أي أنها تستطيع بعد الزواج إنجاب الولد"، وأما الأخ .. فهو مفقود "أي لتعذر وجود الأب والأم". فذهب قولها مثلاً؛ وقد أعجب الحجاج بحكمتها وفطنتها .. فقرر العفو عنهم جميعاً.

عبير الكلمات


شخصیت مهمیه
شخصیت مهمیه
السلام عليكم ورحمة الله وبركاته

أختى فى الله شيرين ، جزاكم الله خيراً

أنا شخصياً أحب هذه القصة ، ويعجبنى فيها منطق المرأة وزكاءها فى الرد على الحجاج.
ومعها حق ، فالأخ لايعوض أبداً .

حفظ الله كل الأخوة والأخوات والأزواج والزوجات والبنون والبنات .

دمتم فى رعاية الله

http://hekayatabeer.blogspot.com/

اسدی


گروه مدیریت انجمن
بسم الله الرحمن الرحيم
السلام عليكم و رحمة الله و بركاته
شكرا يا استاذة شيرين على هذا المثل الجميل و القصة الرائعة
بارك الله في علمك
اسأل الله أن لا يجعل أحدا في مثل هذا الموقف
ولكني اعتقد بانه لاتعويض عن الحب الأول!
Rolling Eyes
ثانيا في القصة التي سمعتها کان الملک الإيراني ضحاک يطلب في کل يوم دماغين للرجال :( للأفاعي التي خرجت من کتفیه. فکانت الأفاعي تأکل هذه الأدمغة و تکف عن إیذائه.

تحياتي لكم



اين مطلب آخرين بار توسط اسدی در الأحد 26 ديسمبر - 16:58 ، و در مجموع 1 بار ويرايش شده است.

http://www.arabiforall.com

shirin


دیگه صاحب خونه شده
دیگه صاحب خونه شده
این ترجمه داستان بزبان فارسی
از وجود گناهان در ترجمه معذرت خواستم


شوهر وجود يافته و پسر زائيده و برادر از دست داده

اين ضرب المثل به مرتبه برادر اشاره مي كند و تحكيم روابط ميان برادران دعوت مي كند و منشا داستان او :
حجاج بن يوسف القفي بر سه تن برای گناه دستگیرمی کرد و ايشان را در زندان می کرد وگردن زدن ایشان را فرمود
و چون وقت گشتن ایشان امد حجاج که زن زیبا بشدت گریست بیند و گفت: او را اورد سپس او را پرسید چرا تو را می گریست جواب دهد زیرا کسیها که کردن زدن ایشان فرمودی شوهرم و براچرم و پسرم بودند چگونه نمی گریستم؟! حجاج قرار دهد از کسی از انان برای این زن امرزد وبه او را گفت که کس اختیار دارد تا از او امرزد و حجاج فکر می کرد که پسر او اختیار دارید زن کم سکوت می کرد و گفت : برادرم اختیار دارد از جواب دادن او حیرت زد و او را از علت اختیار او پرسید و جواب داد که شوهر وجود یافته بمعنی ازدواج کردن بمرد دیگر تواند و معنی پسر زائيده بمعنی زائيدن پسر دیگر بعد از ازدواج کردن تواند اما برادر از دست داده برای سخت وجود پدر و مادر گفت او ضرب المثل گرد حجاج بحکمت و هوشمند او پسند و امرزش ازهر قرار داد


بغیازی


گروه مدیریت انجمن
بعد السلام والتحیة
یاأختي شیرین شکراً لک علی الموضوع ؛ سمعت هذه القصة من قبل البتة باللغة الترکمانیة
مــا شاء الله علــــيهـــا حكيـــــــمة ....
أخاک أخاک إن مَنْ لا أخا له کَساعٍ إلى الهیجا بغیر سلاح
...


** أمر الحجاج بن يوسف الثقفي اثنين من غلمانه أن يمثلا بين يديه٬
وأمر كل واحد منهما أن يهجوَ الآخر
٬ وكان أحدهما أسود البشرة والثاني أبيضها ٬
فقال صاحب البشرة السوداء׃


ألَمْ ترَ أنّ المسكَ لا شيءَ مثله ٭٭٭٭٭ وأن بياضَ اللفتٍ حٍمْل بدرهم
وأنّ سوادَ العينٍ لا شك نورُها ٭٭٭٭٭ وأنّ بياضَ العين لا شيءَ فاعلم

فقال صاحب البشرة البيضاء׃


ألمْ ترَ أن البدرَ لا شيءَ مثله ٭٭٭٭٭ وأن سواد الفحم حِمْل بدرهم
وأن رجال الله بيضٌ وجوهُهم ٭٭٭٭٭ ولا شك أنّ السودَ أهلُ جهنم

فضحك الحجاج وأعتقهما.


----------------------- (( عطّروا أفواهكم بأريج الصلاة على خير الأنام محمد وآله الطيبين الطاهرين)) ----------------------





وفقنا الله و ایاکم وأعاننا علی دوام ذکره وشکره بکتابه القدیم

سُبْحَانَ رَبِّكَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمَّا يَصِفُونَ وَسَلَامٌ عَلَى الْمُرْسَلِينَ وَالْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ
http://kakaarabi.blogfa.com/

shirin


دیگه صاحب خونه شده
دیگه صاحب خونه شده
عليكم السلام و رحمه الله و بركاته اختى الاستاذه عبير
اسعدنى كثيرا مرورك و ردك لا يحرمنا الله منهما
معك حق استاذه عبير فهى فعلا ذكيه و بذكائها انجت الجميع بذكائها

shirin


دیگه صاحب خونه شده
دیگه صاحب خونه شده
عليكم السلام و رحمه الله و بركاته اخى و استاذى اسدى
العفو يا استاذ اسدى لا شكر على واجب
لا يحرمنى الله من مروركم و ردكم الجميل
واعجبنى رايك
اعرف قصه الضحاك هى جميله بالفعل التراث الايراني ملئ بالقصص الجميله كما تعحبنى ايضا قصه رستم و سهراب

shirin


دیگه صاحب خونه شده
دیگه صاحب خونه شده
عليكم السلام و رحمه الله استاذ بغيازى
شكرا لكم على المرور و الرد
و شكرا على اضافتك لتلك القصه الجميله لم اسمعها من قبل
بارك الله فيكم و زادكم من العلم

افسانه


دیگه صاحب خونه شده
دیگه صاحب خونه شده
مرحبا بکی شیرین لو سمحت انا ایضا اترجم قصتکی بالفارسیة:


همسر دست یافتنی فرزند متولد شدنی برادر نایافتنی

این مثل دلالت دارد بر منزلت برادر و تشویق به صله رحم میان خواهران و برادران . اما داستان ضرب المثل:

حکایت کنند: حجاج بن یوسف ثقفی سه تن را بدنبال تهمتی دستگیر کرد و به زندان سپرد، سپس امر کرد آنها را گردن زنند،
هنگامی که در برابر جلاد حاضر شدند؛ چشم حجاج بر زنی صاحب جمال افتاد که با سوز و گداز گریه میکرد، امر کرد زن را به نزد او آورند، زمانی که زن در برابر او حاضر شد در مورد علت گریه اش پرسید، زن پاسخ داد آن سه تن را که امر به گردن زدنشان کرده ای همسر، برادر و فرزند جگر گوشه ام می باشند پس چگونه بر ایشان نگریم؟ حجاج تصمیم گرفت از باب تکریم زن یکی از سه تن را عفو کند پس به زن گفت: یکی از ایشان را انتخاب کن تا از گناهش درگذرم، حجاج گمان میکرد زن فرزندش را انتخاب کند، سکوت بر همه جا سایه افکند، چشمها به زن گره خورد در انتظار اینکه چه کسی را انتخاب میکند، زن مدت زمان کوتاهی سکوت اختیار کرد سپس گفت: برادرم را انتخاب میکنم، حجاج از سخن زن یکه خورد و از او در مورد علت انتخابش سوال کرد، زن جواب داد : همسر به دست آمدنیست یعنی اینکه ممکن است با مرد دیگری ازدواج کنم، فرزند دوباره متولد شدنیست یعنی میتوانم با ازدواج جدیدم دوباره صاحب فرزند شوم اما برادر دوباره بدست آمدنی نیست بعلت نبود پدر و مادرم. سخن این زن بصورت ضرب المثل درآمده است. حجاج از حکمت و ذکاوت زن خوشش آمد و تصمیم گرفت هر سه را آزاد کند.

دوستان عزیز امیدوارم هیچ وقت در دو راهی انتخاب قرار نگیرید و از قصه ما خوشتان آمده باشد سربلند و سرافراز باشید انشاءالله.

محتوى إعلاني


مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي بازگشت به بالاي صفحه  پيام [صفحه 1 از 1]

صلاحيات هذا المنتدى:
شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد