انجمن آموزش مکالمه عربی
السلام علیکم و رحمة الله و برکاته
مرحبا بک في منتدی تعليم العربية للناطقين بالفارسية
يمکنک قراءة المواضيع والتحميل بدون التسجيل. ولکن إذا أردت أن تساهم في المواضيع یجب أن تسجل في المنتدی ويتم تفعيل حسابک من قبل المدير.
مع خالص الشکر و التحية
فریق الإدارة
************
سلام
خـــــوش آمــــــــــــــــدید
برای شرکت در مباحث این انجمن و استفاده از امکانات آن نیاز به عضویت دارید. پس از تایید عضویت می توانید در مباحث انجمن شرکت کنید.
برای دانلود کتابها، درسها، فیلمها، معجمها و نرم افزارهای آموزش مکالمه از وبلاگ انجمن به آدرس زیر استفاده کنید:
http://www.arabiforall.com/
با تشکر
گروه مدیریت انجمن مکالمه عربی
انجمن آموزش مکالمه عربی

أهلا وسهلا بك زائرنا الكريم, أنت لم تقم بتسجيل الدخول بعد! يشرفنا أن تقوم بالدخول أو التسجيل إذا رغبت بالمشاركة في المنتدى

آیات القرمزي

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي اذهب الى الأسفل  پيام [صفحه 1 از 1]

1 آیات القرمزي في الأربعاء 20 أبريل - 20:21

نسیبه


داره خودمونی میشه
داره خودمونی میشه
بدایة القصة
آیات حسن القرمزی شابة فی العشرین من عمرها، تدرس فی معهد إعداد المعلمات وتنظم الشعر باللهجة البحرینیة. شارکت آیات فی الاحتجاجات التی شهدتها البحرین فی شهری شباط (فبرایر) وآذار (مارس) الماضیین للمطالبة بالمزید من الحریات والعدالة الاجتماعیة والإصلاحات السیاسیة. وأثناء الاحتجاجات ألقت آیات قصیدة فی دوار اللؤلؤة الذی کان مرکز الاحتجاجات، والذی قامت السلطات لاحقاً بإزالة النصب الذی یتوسطه. وتضمنت القصیدة هجاءً مباشراً لرئیس الوزراء الشیخ خلیفة بن سلمان آل خلیفة.
منذ ذلک الحین تلقت آیات الکثیر من التهدیدات. وتقول والدتها السیدة سعدة فی حدیثها لإذاعة هولندا العالمیة 'کانت الرسائل التی تتلقاها آیات ملیئة بالکلام البذیء جداً والتهدیدات وخـُصصت صفحات على الفیس بوک لشتمها. وقد قامت بإبلاغ الشرطة البحرینیة بتلک التهدیدات لکنها تعرضت للسخریة والإهانة فی مرکز الشرطة. وقد احتفظت بالرسائل التی وصلتها وأبلغتها إلى منظمات حقوق الإنسان'.
عائلة معارضة
عائلة القرمزی لها تاریخ فی معارضة النظام. ففی التسعینیات اعتقل والد آیات، الشاعر حسن القرمزی، بسبب قصیدة أیضا، کما سبق لبعض أشقائها أن اعتقلوا. وبسبب هذه التجارب وبسبب التهدیدات فقد غادرت آیات بیت والدیها واختبأت فی بیت أحد الأقارب.
تقول الوالدة: 'فی إحدى اللیالی أواخر شهر آذار (مارس) داهمت المنزل مجموعة من شرطة مکافحة الشغب ومعهم مجموعة بزی مدنی. وسألوا عن آیات فقلنا لهم إننا لا نعرف مکانها منذ (أیام الدوار). وقد فتشوا جمیع الغرف وأرهبوا الأطفال وهددونا جمیعا ثم غادروا'.
لیلة الرعب
لم تکن تلک هی الزیارة الأخیرة ففی اللیلة التالیة تعرض المنزل للمداهمة مرة أخرى: 'هذه المرة کان عددهم أکبر، الذین دخلوا المنزل فقط کانوا حوالی 15 شخصاً بعضهم بزی الشرطة وبعضهم بالزی المدنی، وفی الخارج کان هناک العدید من الشرطة والسیارات. کسروا أبواب الغرف، عبثوا بکل شیء. أخرجوا الجمیع من غرف نومهم بما فی ذلک الأطفال. حطموا الکثیر من الاثاث، سرقوا بعض الأموال، سرقوا ساعة ذهبیة، وصادروا کثیرا من الأشیاء الموجودة فی غرفة آیات، أقراص کمبیوتر وصوراً وکتباً'.
تروی الأم أن أحد أفراد المجموعة ویبدو أنه قائدهم، قال لأفراد الأسرة مهدداً: 'سأخرج إلى الشارع لأدخن سیجارة وحین أعود ستخبروننی بمکان آیات. وإلا فإن لدینا أوامر من فوق بأن نهدم البیت على رؤوسکم'.
یتهدج صوت أم آیات وهی تستعید تلک اللحظات المرعبة: 'کان الأطفال یرتجفون من الخوف والنساء تبکی. وحینها قلنا لهم إننا سنذهب معهم إلى مکان اختباء آیات'.
ذهب والدا آیات بصحبة الشرطة إلى منزل أقربائها حیث تختبئ. تقول الأم: 'کانت تشعر بأنها ستعتقل فی تلک اللیلة. وجدناها مستعدة وقد وضعت فوطتها على رأسها وعباءتها على کتفیها. قالوا لنا إن علینا أن نذهب فی الیوم التالی إلى مرکز شرطة الحورة'.
مصیر مجهول
الأیام التالیة کانت جحیما بالنسبة للأسرة. فمرکز شرطة الحورة، أرسلهم إلى قسم التحقیقات، وهذا بدوره حولهم إلى مرکز الشرطة فی مدینة حمد، الذی أعادهم إلى مرکز الحورة. وهکذا ظلت الأسرة فی دوامة لا تعرف شیئا عن مصیر ابنتهم الشابة.
تقول الأم: 'فی إحدى زیاراتنا التالیة قالوا لنا إنها فی قسم التحقیقات وقالوا لی أن علی أن أجلب ملابس لها، بدلة واحدة فقط، بالفعل سلمت الملابس إلى قسم التحقیقات لکنهم لم یخبرونی شیئا عنها. وفی زیارة لاحقة لهم أنکروا أن تکون آیات لدیهم وحولونا مرة أخرى إلى الشرطة. وأخیرا قالت الشرطة إن علینا أن نسجل بلاغا بأنها مفقودة. قلنا کیف نسجلها مفقودة وأنتم أخذتموها من أمام عیوننا؟'
السلامة الوطنیة
انتهت الاحتجاجات البحرینیة نهایة عنیفة بدخول قوات 'درع الجزیرة' الخلیجیة بقیادة سعودیة فی التاسع عشر من آذار (مارس) الماضی. وقامت أجهزة الأمن بإخلاء ساحة اللؤلؤة مرکز الاحتجاجات، وإزالة النصب الذی أصبح رمزاً للاحتجاجات. وبعد ذلک أعلنت القیادة البحرینیة فرض حالة 'السلامة الوطنیة' أی الطوارئ، ومنعت الصحافیین الأجانب من دخول البلاد، بعد أن طردت معظم من کان منهم موجوداً هناک.
ومنذ ذلک الحین اعتقل الکثیرون ممن شارکوا فی الاحتجاجات. کما فصل العدید من وظائفهم، وبینهم أساتذة جامعیون وأطباء ومدرسون وموظفون حکومیون. کما قررت الدولة وقف المنح الدراسیة عن الطلبة البحرینیین فی الخارج الذین ساندوا الاحتجاجات.
وحسب مرکز البحرین لحقوق الإنسان، وهو منظمة مستقلة، فقد بلغ عدد المعتقلین والمفقودین 400 شخص بینهم عشر نساء، وأن غالبیة المعتقلین لا یـُعرف مکان احتجازهم
و اما آیات القرمزی...الان هی فی المستشفی و فی غیبوبة و علی ما قال اطباء المستشفی ، اعتداء و عنف قواة الامن السعودی ....سبب هذا الامر.
."و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون"
'

2 رد: آیات القرمزي في الخميس 21 أبريل - 18:47

نسیبه


داره خودمونی میشه
داره خودمونی میشه
پیش‌نوشت: تقدیم به خواهرها و برادرهام توی بحرین، یمن، لیبی، مصر و تونس. تقدیم به خاورمیانه‌ای که می‌‍‌‌رود تجلّی اراده الهی بشود برای پیشواییِ مستضعفان.



و اراده ما بر آن قرار گرفته که بر مستضعفان در زمین منّت بگذاریم و آن‌ها را پیشوایان و وارثان قرار بدهیم.

چهره بودند،§ سرشناس بودند، بزرگانِ شهر بودند؛ المَلأ الّذین کَفروا مِن قَومه ١. اما پر از ادّعا. پر از کبر و غرور. هر روز بهانه‌ای تازه داشتند برای راه نیامدن. برای ایمان نیاوردن. برای تمسخر و استهزاء. حرفشان این بود: این‌هایی که دور و برت را گرفته‌اند و حرفت را باور کرده‌اند جماعتی پابرهنه و پست بیشتر نیستند، نوح! نه جایگاه اجتماعی دارند، نه پول و دارایی، نه اهل فکر و اندیشه‌اند. ما نَرَاکَ اتَّبَعَکَ إِلاَّ الَّذِینَ هُمْ أَرَاذِلُنَا بَادِیَ الرَّأْیِ ٢ ... پابرهنه‌ها امّا ایمان داشتند به نوح (ع).



نشانه آورده§ بود برای مردم قومش. راه نمی‌آمدند؛ چهره‌ها، سرشناسان، بزرگان؛ الملاء الّذین استَکبَروا مِن قَومه.٣ عار بود برایشان به همان خدایی ایمان بیاورند که پابرهنه‌ها و برده‌ها ایمان آورده‌ بودند؛ انّا بالّذی آمَنتُم بِه کافِرون ۴ . پابرهنه‌ها امّا ایمان داشتند به صالح (ع). همه تاریخ همین بود. چهره‌ها، بزرگان، سرشناس‌ها راه نیامدند با شعیب ۵ ، با هود ۶ ، با موسی ٧ (ع) ... پابرهنه‌ها امّا همیشه جلوتر بودند.



اعیان و§ اشراف مدينه آمده بودند توی مسجد، محمّد (ص) را کنار کشیده بودند و گفته بودند: دور و برِ شما همه‌اش این پابرهنه‌ها و ندارها و سیاه سوخته‌ها می‌چرخند. کسر شأن است برای ما این‌طور وقت‌ها شما را همراهی کنیم. آیه نازل شده بود، با همین‌ها بمان! ٨ با همین ابوذر و خباب و صهیب و عمّار. محمّد (ص) به سمت‌شان رفته بود، در آغوششان گرفته بود و گفته بود: زندگی با شما، مرگ هم باشما٩. پابرهنه‌ها ایمان داشتند به محمّد (ص).



آخرش هم خدا§ زمینش را نگه داشته برای همین جماعت. آخرش هم قرار است همین‌ها بر زمین حکومت کنند. همین‌ها امام و رهبرِ مردم بشوند. همین‌ها که همیشه جلوتر بوده‌اند. همین ندارها و پابرهنه‌ها. همین‌ها که پول و مقام و منصب و نژاد، مست‌شان نکرده، سدّشان برای دیدنِ حقیقت نشده، خدا خواسته پایان تاریخ به اسم همین‌ها رقم بخورد. به اسمِ بلندِ مستضعفین.
بِسمِ الله الرّحمنِ الرّحیم
وَنُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ

١.هود- 27
٢. همان
٣. اعراف- 75
۴.اعراف- 76
۵. اعراف- 90
۶. اعراف- 66
٧. اعراف- 109
٨. کهف- 28
٩. مَعَکم المحیا و مَعَکمُ الممات.



با تشکر از وبلاگ برای خاطر آیه ها

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي بازگشت به بالاي صفحه  پيام [صفحه 1 از 1]

صلاحيات هذا المنتدى:
شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد