انجمن آموزش مکالمه عربی
السلام علیکم و رحمة الله و برکاته
مرحبا بک في منتدی تعليم العربية للناطقين بالفارسية
يمکنک قراءة المواضيع والتحميل بدون التسجيل. ولکن إذا أردت أن تساهم في المواضيع یجب أن تسجل في المنتدی ويتم تفعيل حسابک من قبل المدير.
مع خالص الشکر و التحية
فریق الإدارة
************
سلام
خـــــوش آمــــــــــــــــدید
برای شرکت در مباحث این انجمن و استفاده از امکانات آن نیاز به عضویت دارید. پس از تایید عضویت می توانید در مباحث انجمن شرکت کنید.
برای دانلود کتابها، درسها، فیلمها، معجمها و نرم افزارهای آموزش مکالمه از وبلاگ انجمن به آدرس زیر استفاده کنید:
http://www.arabiforall.com/
با تشکر
گروه مدیریت انجمن مکالمه عربی
انجمن آموزش مکالمه عربی

أهلا وسهلا بك زائرنا الكريم, أنت لم تقم بتسجيل الدخول بعد! يشرفنا أن تقوم بالدخول أو التسجيل إذا رغبت بالمشاركة في المنتدى

الرجل النَبّاح

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي اذهب الى الأسفل  پيام [صفحه 1 از 1]

1 الرجل النَبّاح في الخميس 24 نوفمبر - 9:08

ماریا


عضو ممتاز
عضو ممتاز
قال أبو الحسن: كان عندنا بالمدينة رجل قد كثر عليه الدين حتى توارى من غرمائه، ولزم منزله، فأتاه غريم عليه شيء يسير، فتلطف حتى وصل إليه فقال له: ما تجعل لي إن أنا دللتك على حيلة تصير بها إلى الظهور والسلامة من غرمائك؟ قال: أقضيك حقك، وأزيدك مما عندي مما تقر به عيني. فتوثق منه بالأيمان، فقال له: غدا قبل الصلاة مر خادمك يكنس بابك وفناءك، ويرش ويبسط على دكانك حصرا، ويضع لك متكأ، ثم اجلس، وكل من يمر عليك ويسلم تنبح له في وجهه، ولا تزيدن على النباح أحدا كائنا من كان، ولو كلمك أحد من أهلك أو خدمك أو من غيرهم أو غيره، حتى تصير إلى الوالي، فإذا كلمك فانبح له؛ وإياك أن تزيده أو غيره على النباح، فإن الوالي إذا أيقن أن ذلك منك جد لم يشك أنه قد عرض لك عارض من مس فيخلي عنك.
ففعل، فمر به بعض جيرانه فسلم عليه؛ فنبح في وجهه، ثم مر آخر ففعل مثل ذلك حتى تسامع غرماؤه، فأتاه بعضهم فسلم عليه فلم يزده على النباح، ثم آخر وآخر؛ فتعلقوا به فرفعوه إلى الوالي؛ فسأله الوالي فلم يزده على النباح، فرفعه معهم إلى القاضي فلم يزده على ذلك؛ فأمر بحبسه أياما، وجعل عليه العيون، فملك نفسه وجعل لا ينطق بحرف سوى النباح.
فلما رأى القاضي ذلك أمر بإخراجه، ووضع العيون في منزله، وجعل لا ينطق بحرف إلا النباح، فلما تقرر ذلك عند القاضي أمر غرماءه بالكف عنه، وقال: هذا رجل لمم؛ فمكث ما شاء الله تعالى.
ثم إن غريمه الذي علمه الحيلة أتاه متقاضيا لعدته، فلما كلمه جعل لا يزيد على النباح! فقال له: ويلك يا فلان! وعلي أيضا! وأنا علمتك هذه الحيلة! فجعل لا يزيده على النباح، فلما يئس منه انصرف غير آمل فيما يطالبه به.

2 رد: الرجل النَبّاح في الخميس 24 نوفمبر - 9:12

ماریا


عضو ممتاز
عضو ممتاز
با سلام به استاد اسدی و دوستان در انجمن

میدوارم که لحظات زیبا و پر از خیر و برکتی را تا الان پشت سر گذاشته باشید



متن بالا متنی از جاحظ است

ممنون میشم ترجمه ان را به من برسونید

با سپاس فزاوان Embarassed

3 رد: الرجل النَبّاح في الخميس 24 نوفمبر - 9:40

اسدی


گروه مدیریت انجمن
سلام
متنش آسونه ها
سعی کنید خودتون ترجمه کنید اگر جایی رو اشکال داشتید رنگش رو تغییر بدید تا ترجمه کنم


----------------------- (( عطّروا أفواهكم بأريج الصلاة على خير الأنام محمد وآله الطيبين الطاهرين)) ----------------------






وبلاگ نوشته ها و مقالات زبان آموزان عربی دانشگاه ادیان و مذاهب قم
http://asirqalam.blogfa.com/
أثير القلم


آموزش مکالمه عربی
عربی برای همه

http://www.arabiforall.com

4 رد: الرجل النَبّاح في الجمعة 23 ديسمبر - 22:26

المنجنيق العراقي


عضو فعالی شده
عضو فعالی شده
هههههههههههههههه قصة رائعة

بارك الله بكم

5 رد: الرجل النَبّاح في السبت 24 ديسمبر - 15:40

سحاب


عضو حرفه ای
عضو حرفه ای
جمیل جدا

ولکن انا ما فهمت بعض الجمل.

قال : اقضیک حقک،و ازیدک مما عندی مما تقر به عینی. فتوثق منه بالأیمان.

فمکث ماشاءالله تعالی.

وجعل علیه العیون یعنی برای او نگهبان گذاشت؟



6 رد: الرجل النَبّاح في السبت 24 ديسمبر - 16:33

المنجنيق العراقي


عضو فعالی شده
عضو فعالی شده
سحاب نوشته است:جمیل جدا

ولکن انا ما فهمت بعض الجمل.

قال : اقضیک حقک،و ازیدک مما عندی مما تقر به عینی. فتوثق منه بالأیمان.

فمکث ماشاءالله تعالی.

وجعل علیه العیون یعنی برای او نگهبان گذاشت؟



قال : اقضیک حقک،و ازیدک مما عندی مما تقر به عینی. فتوثق منه بالأیمان.
يعني : سَأُعطيك جائزة كبيرة من ما املك
وجعل علیه العیون
يعني : جعل عليه جواسيس يتجسسون عليه

واعتذر لأنني لا اتقن اللغة الفارسية لذلك لا استطيع ترجمتها بالفارسي

7 رد: الرجل النَبّاح في السبت 24 ديسمبر - 16:54

بغیازی


گروه مدیریت انجمن
بعد السلام و التحیة
شکراً لک یااختي الاستاذة ماریا علی نقل هذه الحکایة والیکم نفس القصة المنقولة من النصوص الفارسیة :
فریب کاری مرد هزّال
مردی بود ظریف و هزّال[2] که قرض بسیار بر او جمع شده بود. غریمان[3] بر او ازدحام کردند و او را در کشاکش آوردند،[4] بیچاره شد و ندانست که چه کند. غریمی بر او رحم کرد و در خلوت او را گفت: اگر من تو را حیلتی آموزم که همه غریمان تو را واگذارند و بروند چه می گویی؟ گفت: هرچه فرمایی به جان ایستادگی دارم[5]. گفت: شرط کن که قرض مرا بازدهی. قبول کرد. گفت: چون طلبکاری نزد تو اید و زر طلبد، تو بر روی او بانگ سگ کن، و باید که غیر از این فعلی از تو صادر نشود. هزّال آن را قبول کرد. چون روز دیگر قرض خواهان هجوم کردند، هرکدام که پیش آمدند و زر طلبیدند، او در برابر ایشان عف عف[6]می زد هرچند او را ملامت کردند، غیر از این آوازی از او برنیامد. آخر، غریمان با هم گفتند دماغ[7] او از جهت افلاس[8] خلل پیدا کرده[9] و از او حاصلی نیست. او را گذاشتند و رفتند. بعد از رفتن ایشان، آن غریم که او را این حیلت آموخته بود، آمد و گفت دیدی که چون غریمان از سر تو باز شدند؟ اکنون بیا و به شرط خود وفا کن و زر مرا بده. او در برابر غریم، آواز عف عف
کرد. غریم گفت: شرمت باد که با من حیله مرا پیش می بری، هزل را بگذار و زرمرا بده. باز عف عف آغاز کرد. هرچند آن مرد به لطف و عنف[10] به او گفت، جز عف عف چیزی نشنید. آخر او نیز ناامید شد، آن هزّال را گذاشت و برفت.[11]
3. بازشناسایی ویژگی های نمایشی
درحکایت فریبکاری مرد هزّال، رندی مفلس برای فرار از دست طلبکاران خویش، به پند یکی از آنها عمل می کند و نیرنگی را که از او آموخته است، به کار می گیرد. او در برابر درخواست طلبکارانش برای پرداخت وام خود، به جنون تظاهر می کند و با درآوردن صدای سگ، آنها را از پس گرفتن قرضی که به او داده اند ناامید می گرداند و این چنین از پرداخت بدهی خود شانه خالی می کند، اما داستان وقتی به نقطه اوج می رسد که مرد، همان نیرنگ را در برابر کسی که آن حیله را به او آموخته است به کار می گیرد و همان گونه که پیش از این، از خود آن طلبکار آموخته بود، با درآوردن صدای سگ، او را نیز از خود می راند واز پرداخت بدهی خویش به او می گریزد.میرزا ابوالحسن حسینی فراهانی (مقتول به سال 1040 قمری) شارح دیوان انوری، در شرح این حکایت طنزآمیز که پیام اخلاقی اش با گذشت زمان، به شکل ضرب المثل درآمده است، نوشته ای کوتاه دارد. او در شرح یکی از ابیات دیوان انوری به همین حکایت اشاره می کند با این تفاوت که به جای «عف عف» کلمه «پلاس» به معنی مکر و حیله را می آورد و در پایان، در شرح پیام اخلاقی این حکایت می نویسد:
« ناصح از این معنی بسیار آزرده شد و گفت: با همه کس پلاس و با ما نیز؟ و الحال مَثَل است چون در مقام فریب کسی باشند که او را فریب نتوان داد، این مَثَل خوانند».[12]
اینک پس از گذشتن از دوره های تاریخی متعدد و تحول زبان فارسی و راه یافتن تعابیر اخلاقی شاعرانه به زبان محاوره ای، این ضرب المثل به گونه ای دیگر تکرار می شود. عبارت « با همه بله، با ما هم بله؟» شکل دیگری از مَثَل « با همه کس پلاس و با ما نیز» شده است که در موارد
متعدد استفاده می شود. این ضرب المثل، بیش از آن که ره آورد ترجمه نمایشنامه های فرنگی باشد، در فرهنگ قدیمی ایرانیان ریشه دارد.
الف)طرح: حکایت « فریبکاری مرد هزّال» از جمله حکایت های کوتاه فارسی است که در دل خود بیشترین شناسه های نمایشی و موقعیت های دراماتیک را دارد. عناصری چون موضوع و مضمون، گره افکنی و گره گشایی، طرح این اثر کوتاه را به طرحی منسجم تبدیل کرده اند. در این حکایت، پیاپی بودن رویدادها که براساس رابطه علت و معلولی، سرانجام پیامی اخلاقی را با زبان طنز بیان می دارد، نمونه ای از طرح های ساده نمایشی را در الگوی حکایت های کهن نشان می دهد. در دسته بندی های معمول گونه های کمدی، این حکایت طنزآمیز را می توان در گروه کمدی
های معروف به «رفتار» جا داد. «کمدی رفتار به طور کلی به سبکی از کمدی اطلاق می شود که هدفش به ریشخند گرفتن رفتارهای ساختگی و سطحی یک گروه یا قشر اجتماعی است. شحصیت های این کمدی از چهره های نوعی، مانند آدم های خودآرا، سبک مغز، ریاکار، بی وفا و فریبکار هستند».[13] شخصیت حیله گر مرد بدهکار و هم دستی وی با یکی از طلبکارانش برای گریز از دیگر طلبکاران، رذایل اخلاقی را در قالب نمایشی خنده آور به تصویر می کشد و با تنبیه شدن مرد سودجو، سرانجام عبرت آمیز او را به سخره می گیرد و نمونه ای موفق از گونه کمدی های رفتار را عرضه می دارد.
ب) شخصیت ها: شخصیت ها در این حکایت، به شخصیت های اصلی و شخصیت های فرعی تقسیم می شوند. دو شخصیت اصلی داستان، از نمونه تیپ های نمایشی و شخصیت های الگویی داستانی و نمایشی به شمار می روند که رفتار، گفتار و اعمالشان، بیانگر عادت ها و اخلاق طبقه ای خاص است. این شخصیت های کهن الگویی، در هر دوره تاریخی و در هر مکان و زمانی شناخته شده اند و در نمایش ها و آثار مختلف بیشتر با ویژگی
های همسان به ایفای نقش همیشگی خود می پردازند.شخصیت فریبکار و مردبدهکار و طراح توطئه گری که سرانجام، خود نیز گرفتار دامی می شود که برای دیگران فراهم آورده بود، از نمونه شخصیت های الگویی هستند که به ویژه در گونه کمدی های رفتار، قابل بازشناسی هستند.
ج) موقعیت: اگر موقعیت نمایشی را نقطه ای از نمایش بدانیم که در آن، « عمل در یک طرح، به برجستگی متبلور می شود»،[14] حکایت « فریبکاری مرد هزّال» دارای موقعیت نمایشی برجسته ای است. طرح توطئه از جانب مرد طلبکار برای رسیدن به اموال خود، همراه با گره افکنی در طرح داستان، موقعیتی به وجود می آورد تا مرد فریبکار با همکاری طلبکار توطئه گر، از پرداخت بدهی خود، حتی به خود او نیز بگریزد. برخورد مرد بدهکار با طلبکارانش و سرانجام این بازی، در ایجاد موقعیت نمایشی در این حکایت کوتاه، مؤثر بوده و به گونه ای طراحی شده که درهر عصر و دورانی تعمیم پذیر است.
اضغطوا الرابط التالی للمزید من المعلومات :
http://www.hawzah.net/FA/magart.html?MagazineID=0&MagazineNumberID=6760&MagazineArticleID=80740&Change=Prev


----------------------- (( عطّروا أفواهكم بأريج الصلاة على خير الأنام محمد وآله الطيبين الطاهرين)) ----------------------





وفقنا الله و ایاکم وأعاننا علی دوام ذکره وشکره بکتابه القدیم

سُبْحَانَ رَبِّكَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمَّا يَصِفُونَ وَسَلَامٌ عَلَى الْمُرْسَلِينَ وَالْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ
http://kakaarabi.blogfa.com/

8 رد: الرجل النَبّاح في الإثنين 26 ديسمبر - 3:59

سحاب


عضو حرفه ای
عضو حرفه ای
المنجنيق العراقي نوشته است:
سحاب نوشته است:جمیل جدا

ولکن انا ما فهمت بعض الجمل.

قال : اقضیک حقک،و ازیدک مما عندی مما تقر به عینی. فتوثق منه بالأیمان.

فمکث ماشاءالله تعالی.

وجعل علیه العیون یعنی برای او نگهبان گذاشت؟



قال : اقضیک حقک،و ازیدک مما عندی مما تقر به عینی. فتوثق منه بالأیمان.
يعني : سَأُعطيك جائزة كبيرة من ما املك
وجعل علیه العیون
يعني : جعل عليه جواسيس يتجسسون عليه

واعتذر لأنني لا اتقن اللغة الفارسية لذلك لا استطيع ترجمتها بالفارسي

شکرا جریلا
استفدت من جوابک
برأیی جوابکم بهذا الشکل افضل من ترجمة بالفارسی

9 رد: الرجل النَبّاح في الإثنين 26 ديسمبر - 8:41

ماریا


عضو ممتاز
عضو ممتاز
با سلام و عرض ادب به استاد اسدی و بویيژه استادبغیازی دوستان دیگر که وقت گذاشتید و این قصه را مطالعه کردید

بسیار ممنونم استاد بغیازی و از مطالب مفید و سودمندتان بسیار استفاده بردم

10 رد: الرجل النَبّاح في الجمعة 3 فبراير - 12:47

Spot Light


داره خودمونی میشه
داره خودمونی میشه
هذا واحد حيال ونصاب هههههههههههه
عموما القصة ذات لغة متقدمة جدا ومن الجيد أن يفهمها من يتحدث اللغة العربية كلغة ثانية ..
دمتم موفقين

11 رد: الرجل النَبّاح اليوم في 19:15

محتوى إعلاني


مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي بازگشت به بالاي صفحه  پيام [صفحه 1 از 1]

صلاحيات هذا المنتدى:
شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد