انجمن آموزش مکالمه عربی
السلام علیکم و رحمة الله و برکاته
مرحبا بک في منتدی تعليم العربية للناطقين بالفارسية
يمکنک قراءة المواضيع والتحميل بدون التسجيل. ولکن إذا أردت أن تساهم في المواضيع یجب أن تسجل في المنتدی ويتم تفعيل حسابک من قبل المدير.
مع خالص الشکر و التحية
فریق الإدارة
************
سلام
خـــــوش آمــــــــــــــــدید
برای شرکت در مباحث این انجمن و استفاده از امکانات آن نیاز به عضویت دارید. پس از تایید عضویت می توانید در مباحث انجمن شرکت کنید.
برای دانلود کتابها، درسها، فیلمها، معجمها و نرم افزارهای آموزش مکالمه از وبلاگ انجمن به آدرس زیر استفاده کنید:
http://www.arabiforall.com/
با تشکر
گروه مدیریت انجمن مکالمه عربی
انجمن آموزش مکالمه عربی

أهلا وسهلا بك زائرنا الكريم, أنت لم تقم بتسجيل الدخول بعد! يشرفنا أن تقوم بالدخول أو التسجيل إذا رغبت بالمشاركة في المنتدى

سوالات نحوی و صرفی خود را اینجا بنویسید تا به آنها پاسخ داده شود

رفتن به صفحه : الصفحة السابقة  1 ... 10 ... 16, 17, 18, 19  الصفحة التالية

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي اذهب الى الأسفل  پيام [صفحه 17 از 19]

porseshgar


عضو ممتاز
عضو ممتاز
السلام علیکم و رحمه الله و برکاته بر اساتید گرامی

وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَارْكَعُوا مَعَ الرَّاكِعِينَ ﴿البقرة: ٤٣﴾ --- جَهَنَّمَ يَصْلَوْنَهَا وَبِئْسَ الْقَرَارُ ﴿ابراهيم: ٢٩﴾

إِنَّ اللَّهَ لَا يَخْفَىٰ عَلَيْهِ شَيْءٌ فِي الْأَرْضِ وَلَا فِي السَّمَاءِ ﴿آل‌عمران: ٥﴾

1-آیا " الصَّلَاةَ " در آیه اول با " يَصْلَوْنَهَا " در آیه دوم از یک ریشه واحد با معنای واحد هستند؟

2- چرا " الصَّلَاةَ " در آیه اول که از ریشه " صلی/صلو " بر وزن فعال است لام آخرش به تاء تبدیل شده ولی " السَّمَاءِ " در آیه سوم که از ریشه " سمی/سمو " است و وزنش هم فعال است لام آخرش به همزه تبدیل شده و مثل الصلاه به تاء تبدیل نشده؟

خزایی


دیگه صاحب خونه شده
دیگه صاحب خونه شده
porseshgar نوشته است:السلام علیکم و رحمه الله و برکاته بر اساتید گرامی

وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَارْكَعُوا مَعَ الرَّاكِعِينَ ﴿البقرة: ٤٣﴾ --- جَهَنَّمَ يَصْلَوْنَهَا وَبِئْسَ الْقَرَارُ ﴿ابراهيم: ٢٩﴾

إِنَّ اللَّهَ لَا يَخْفَىٰ عَلَيْهِ شَيْءٌ فِي الْأَرْضِ وَلَا فِي السَّمَاءِ ﴿آل‌عمران: ٥﴾

1-آیا " الصَّلَاةَ " در آیه اول با " يَصْلَوْنَهَا " در آیه دوم از یک ریشه واحد با معنای واحد هستند؟

2- چرا " الصَّلَاةَ " در آیه اول که از ریشه " صلی/صلو " بر وزن فعال است لام آخرش به تاء تبدیل شده ولی " السَّمَاءِ " در آیه سوم که از ریشه " سمی/سمو " است و وزنش هم فعال است لام آخرش به همزه تبدیل شده و مثل الصلاه به تاء تبدیل نشده؟
سلام علیکم :
1-خیر ؛ صلاة از ریشه (ص/ل/و) است و اصل آن (صَلَوَة) بوده است (فَعَلَة) و سپس واو را قلب به الف کرده اند : صلاة
فعل "يصلونها" از ماده ( ص/ل/ي) است به معنای داخل شدن / سوختن / گرم شدن /بریان شدن /و... است
این فعل ناقص یایی است و بر وزن "فَعَلَ / یفَعَلُ است : صلَی / یصلَی

و فعل "یصلون" بروزن یفعلون بوده است : يـــَصــْلَيُوْنَ............یاء قلب به الف شده است .......یَصلاوْنَ.........حذف الف به التقاء ساکنین.........یصلَونَ
2-همان طور که قبلا گفته شد "صلاة" بر وزن "فَعَلةَ است (صَلَوَة) و بعد شده است :صلاة
(یعنی واو یا یاء قلب به تاء نشده اند)
سماء هم از ماده :س/م/و است : سماو ........سماء

یاسمن


شخصیت مهمیه
شخصیت مهمیه
سلام

لطف کنید نقش عبارتهای مشخص شده رو بگیید:

1-ابوک ناجح و اخوک کذلک

2-انک انت الخطیب

3-اهلا و سهلا

http://hajghasemi.persianblog.ir

یاسمن


شخصیت مهمیه
شخصیت مهمیه
لم یکُ شئیا".یکُ"مجزوم به سکون است ؟

کان یوما علی الکافرین مسیرا.مسیرا خبر کان است یا کان اینجا تام است و مسیرا حال اون؟

آکل امّا تفاحا امّا اجاصا.نقش امّا؟

http://hajghasemi.persianblog.ir

seraj


عضو ممتاز
عضو ممتاز
سلام علیکم ایها الأساتیذ الکرام
عندی سوال
ما الفرق بین " البقر " ، " البقره " ؟

خزایی


دیگه صاحب خونه شده
دیگه صاحب خونه شده
یاسمن نوشته است:سلام

لطف کنید نقش عبارتهای مشخص شده رو بگیید:

1-ابوک ناجح و اخوک کذلک

2-انک انت الخطیب

[color=#000000]3-اهلا و سهلا[/
color]
سلام عليكم :
-۱ "كذلك"را می توان خبر ازنوع شبه جمله برای "أخوك" گرفت و یا این که "كذلك" را متعلق به محذوف ”کائن” گرفت و"كائن" را خبر دانست.
-۲ضمیر "أنت" برای تأکید ضمیر "ك" آمده است فلذا نقش تابع دارد
استفاده از ضمیر منفصل مرفوعی به عنوان تأکید برای ضمیر متصل منصوبی و مجروری متداول است مثلا می گویند : (رأيته هو) که "هو" برای تأکید آمده است
-۳درباره اعراب این دو اسم دو نظر وجود دارد:
-۱مفعول مطلق و عامل آن محذوف است
-۲مفعول به برای فعل محذوف مثلا در اصل بوده است: حللتم أهلا و نزلتم سهلا


خزایی


دیگه صاحب خونه شده
دیگه صاحب خونه شده
یاسمن نوشته است:لم یکُ شئیا".یکُ"مجزوم به سکون است ؟

کان یوما علی الکافرین مسیرا.مسیرا خبر کان است یا کان اینجا تام است و مسیرا حال اون؟

آکل امّا تفاحا امّا اجاصا.نقش امّا؟

با سلام مجدد:
-۱وقتی که با جزم کان نون آن هم حذف شود مجزوم به اعراب فرعی به حذف نون است
-۲در آیه (کان یوما علی الکافرین عسیرا)
"یوما" خبر کان و "عسیرا" صفت آن است
-۳"إما" حرف عطف و تفصیل است فلذا نقشی ندارد.

خزایی


دیگه صاحب خونه شده
دیگه صاحب خونه شده
[quote="یاسمن"]لم یکُ شئیا".یکُ"مجزوم به سکون است ؟

کان یوما علی الکافرین مسیرا.مسیرا خبر کان است یا کان اینجا تام است و مسیرا حال اون؟

آکل امّا تفاحا امّا اجاصا.نقش امّا؟

[quote]
با سلام مجدد:
-۱زمانی که کان مجزوم می شود اگر علاوه بر حذف حرف عله نون آن هم حذف شود مجزوم به حذف نون است
-۲ در آیه "کان یوما علی الکافرین عسیرا"
"يوما" خبر کان و "عسیرا" صفت آن است
-۳"إما" حرف عطف و تفصیل است فلذا نقشی ندارد

خزایی


دیگه صاحب خونه شده
دیگه صاحب خونه شده
seraj نوشته است:سلام علیکم ایها الأساتیذ الکرام
عندی سوال
ما الفرق بین " البقر " ، " البقره " ؟
سلام عليكم:
”البقر” : إسم جنس و مفرده ”بقرة”(أي : بقر واحد) (التاء تدل علي الوحدة و لا تدل علي التأنيث)
يستوي فيه المذكر و المؤنث
كقولك: التمر(إسم جنس) و تمرة(تمر واحد)

porseshgar


عضو ممتاز
عضو ممتاز
سلام علیکم و رحمه الله و برکاته و با تشکر از استاد خزایی گرامی

1-وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ ﴿الأنبياء: ٣٣﴾

چرا " يَسْبَحُونَ " که اشاره به کل دارد و خود کل هم به اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ اشاره دارد، فعل جمع مذکر غائب آمده؟ (چون اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ همگی غیر ذوی العقول هستند وفعل جمع آنها باید به شکل جمع مونث غائب بیاید)

2- سوره مبارکه یس : وَإِن نَّشَأْ نُغْرِقْهُمْ فَلَا صَرِيخَ لَهُمْ وَلَا هُمْ يُنقَذُونَ ﴿٤٣﴾ إِلَّا رَحْمَةً مِّنَّا وَمَتَاعًا إِلَىٰ حِينٍ ﴿٤٤﴾

چرا " رَحْمَةً " منصوب آمده و نقشش چیست؟

3- يَسْأَلُ أَيَّانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ ﴿القيامة: ٦﴾...وَجَعَلَنِي مُبَارَكًا أَيْنَ مَا كُنتُ وَأَوْصَانِي بِالصَّلَاةِ وَالزَّكَاةِ مَا دُمْتُ حَيًّا ﴿مريم: ٣١﴾

آیا " أَيَّانَ " و " أَيْنَ " از یک ریشه واحد هستند؟ و اگر این گونه است چرا یکی معنای زمانی دارد و دیگری معنای مکانی؟

4-مَا يَنظُرُونَ إِلَّا صَيْحَةً وَاحِدَةً تَأْخُذُهُمْ وَهُمْ يَخِصِّمُونَ ﴿يس: ٤٩﴾

1) آیا " يَخِصِّمُونَ " فعل باب افتعال است؟ 2) آیا " يَخِصِّمُونَ " مجهول است یا معلوم؟

5- أَتَّخَذْنَاهُمْ سِخْرِيًّا أَمْ زَاغَتْ عَنْهُمُ الْأَبْصَارُ ﴿ص: ٦٣﴾--- ...لِّيَتَّخِذَ بَعْضُهُم بَعْضًا سُخْرِيًّا وَرَحْمَتُ رَبِّكَ خَيْرٌ مِّمَّا يَجْمَعُونَ ﴿الزخرف: ٣٢﴾

آیا یاء آخر " سِخْرِيًّا " و " سُخْرِيًّا " در هر دو کلمه یاء نسبت است؟ آیا هر دو کلمه مفرد هستند؟
تفاوت معنایی " سِخْرِيًّا " و " سُخْرِيًّا " چیست؟

6- سوره مبارکه مریم : ثُمَّ لَنَنزِعَنَّ مِن كُلِّ شِيعَةٍ أَيُّهُمْ أَشَدُّ عَلَى الرَّحْمَٰنِ عِتِيًّا ﴿٦٩﴾ ثُمَّ لَنَحْنُ أَعْلَمُ بِالَّذِينَ هُمْ أَوْلَىٰ بِهَا صِلِيًّا ﴿٧٠﴾

1) آیا " عِتِيًّا " و " صِلِيًّا " هر دو کلمه جمع هستند و یا اینکه یاء آخر هر دو کلمه یاء نسبت است؟ و اگر جمع هستند جمع چه کلماتی هستند؟

2) " عِتِيًّا " تمیز برای خبر " أَشَدُّ " است و " صِلِيًّا " تمیز برای خبر " أَوْلَىٰ " است ، و چون تمیز همیشه مفرد نکره است پس هر دو کلمه " عِتِيًّا " و " صِلِيًّا " باید مفرد باشند. آیا بنده درست میگویم؟

soad


عضو ممتاز
عضو ممتاز
خزایی نوشته است:
سلام عليكم:
”البقر” : إسم جنس و مفرده ”بقرة”(أي : بقر واحد) (التاء تدل علي الوحدة و لا تدل علي التأنيث)
يستوي فيه المذكر و المؤنث
كقولك: التمر(إسم جنس) و تمرة(تمر واحد)

و علیکم السلام

شکرا یا اخی

انا اشکر منک بلسان صدیقی سراج

خزایی


دیگه صاحب خونه شده
دیگه صاحب خونه شده
porseshgar نوشته است:سلام علیکم و رحمه الله و برکاته و با تشکر از استاد خزایی گرامی

1-وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ ﴿الأنبياء: ٣٣﴾

چرا " يَسْبَحُونَ " که اشاره به کل دارد و خود کل هم به اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ اشاره دارد، فعل جمع مذکر غائب آمده؟ (چون اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ همگی غیر ذوی العقول هستند وفعل جمع آنها باید به شکل جمع مونث غائب بیاید)

2- سوره مبارکه یس : وَإِن نَّشَأْ نُغْرِقْهُمْ فَلَا صَرِيخَ لَهُمْ وَلَا هُمْ يُنقَذُونَ ﴿٤٣﴾ إِلَّا رَحْمَةً مِّنَّا وَمَتَاعًا إِلَىٰ حِينٍ ﴿٤٤﴾

چرا " رَحْمَةً " منصوب آمده و نقشش چیست؟

3- يَسْأَلُ أَيَّانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ ﴿القيامة: ٦﴾...وَجَعَلَنِي مُبَارَكًا أَيْنَ مَا كُنتُ وَأَوْصَانِي بِالصَّلَاةِ وَالزَّكَاةِ مَا دُمْتُ حَيًّا ﴿مريم: ٣١﴾

آیا " أَيَّانَ " و " أَيْنَ " از یک ریشه واحد هستند؟ و اگر این گونه است چرا یکی معنای زمانی دارد و دیگری معنای مکانی؟

4-مَا يَنظُرُونَ إِلَّا صَيْحَةً وَاحِدَةً تَأْخُذُهُمْ وَهُمْ يَخِصِّمُونَ ﴿يس: ٤٩﴾

1) آیا " يَخِصِّمُونَ " فعل باب افتعال است؟ 2) آیا " يَخِصِّمُونَ " مجهول است یا معلوم؟

5- أَتَّخَذْنَاهُمْ سِخْرِيًّا أَمْ زَاغَتْ عَنْهُمُ الْأَبْصَارُ ﴿ص: ٦٣﴾--- ...لِّيَتَّخِذَ بَعْضُهُم بَعْضًا سُخْرِيًّا وَرَحْمَتُ رَبِّكَ خَيْرٌ مِّمَّا يَجْمَعُونَ ﴿الزخرف: ٣٢﴾

آیا یاء آخر " سِخْرِيًّا " و " سُخْرِيًّا " در هر دو کلمه یاء نسبت است؟ آیا هر دو کلمه مفرد هستند؟
تفاوت معنایی " سِخْرِيًّا " و " سُخْرِيًّا " چیست؟

6- سوره مبارکه مریم : ثُمَّ لَنَنزِعَنَّ مِن كُلِّ شِيعَةٍ أَيُّهُمْ أَشَدُّ عَلَى الرَّحْمَٰنِ عِتِيًّا ﴿٦٩﴾ ثُمَّ لَنَحْنُ أَعْلَمُ بِالَّذِينَ هُمْ أَوْلَىٰ بِهَا صِلِيًّا ﴿٧٠﴾

1) آیا " عِتِيًّا " و " صِلِيًّا " هر دو کلمه جمع هستند و یا اینکه یاء آخر هر دو کلمه یاء نسبت است؟ و اگر جمع هستند جمع چه کلماتی هستند؟

2) " عِتِيًّا " تمیز برای خبر " أَشَدُّ " است و " صِلِيًّا " تمیز برای خبر " أَوْلَىٰ " است ، و چون تمیز همیشه مفرد نکره است پس هر دو کلمه " عِتِيًّا " و " صِلِيًّا " باید مفرد باشند. آیا بنده درست میگویم؟

1- در این آیه تنوین موجود بر روی "کل" تنوین عوض از اسم (مضاف الیه) است و اصل آن بوده : کلهم في فلک یسبحون
برای "کل" به دوصورت فعل می آید یکی به اعتبار خود لفظ "کل" که مفرد است و دیگری به اعتبار مضاف الیه اش که جمع است مثلا می گویند:
کلّکم یعرف / کلکم تعرفون
در این آیه فعل به اعتبار مضاف الیه جمع آمده است
2- "رحمة" مستثنی است و منصوب
3- "أین" از ماده (أ/ي/ن) است به معنای ظرف مکان
"أيّان" : ظرف زمان است و برای سؤال از آینده به کار می رود . عده ای آن را به کسر همزه نیز خوانده اند (إيّان) ولی اصل همان فتح همزه است

برخی معتقد اند "أيّان" در اصل " أيُّ أوانٍ" بوده است که یاء را مخفف کرده اند و همزه " أوان" را هم حذف کرده اند (أيْوان) سپس واو را به یاء قلب کرده اند و یاء در یاء ادغام شده است (أیّان) فلذا طبق این نظر دو کلمه مذکور از یک ریشه نیستند.
4- بله از باب افتعال بوده و فعل معلوم است ؛ این از قواعد ابدال در باب افتعال است این قاعده به این صورت است :
هرگاه عین الفعل فعلی یکی از حروف ( ت/ث/ج/د/ذ/ز/س/ش/ص/ض/ط/ظ) باشد و به باب افتعال برود جایز است که تاء باب افتعال به عین الفعل بدل شود و در آن ادغام گردد (فاء الفعل در این حالت می تواند مفتوح یا مکسور خوانده شود) : خصم............. باب افتعال........ إختصم .......تاء به عین الفعل بدل می شود ........إخْصَصَمَ ....... صاد در صاد ادغام می شود.........إخَصَّمَ
در مضارع نیز این گونه است
5- هردو مصدر از فعل "سَخَرَ من" هستند و مفرد اند ولی گاهی به عنوان نعت(صفت) نیز به کار می روند
معمولا "سُخري" به ضم سین به معنای تسخیر است و "سِخري" به کسر سین به معنای استهزاء و مسخره کردن است
ودر اصل معنای تسخیر برگرفته معنای از تحقیر و استهزاء و خوار کردن است آنگونه که در آیه : و سخَّر الشمس و القمر
می گویند یعنی « ذل الشمس و القمر» خورشید و ماه را خوار کرد و به تسخیر خود در آورد
6- "صليا" و "عتيا" هر دو از مصادر مجرده اند و بر وزن فعول اند مثلا :
صليّ بر وزن فعول در اصل بوده ( صُلُوْي) ....... واو قلب به یاء .......... صُلُيي.........ادغام یاء در یاء .......صُلُيّ.......ضمه لام به مناسبت یاء مابعد قلب به کسره می شود ......... صُلِيّ.........ضمه صاد هم به ماسبت مجاورت با کسره قلب به کسره می شود ......صِلِيّ
گفته شما در مورد مفرد بودن تمییز صحیح است .

خزایی


دیگه صاحب خونه شده
دیگه صاحب خونه شده
soad نوشته است:
خزایی نوشته است:
سلام عليكم:
”البقر” : إسم جنس و مفرده ”بقرة”(أي : بقر واحد) (التاء تدل علي الوحدة و لا تدل علي التأنيث)
يستوي فيه المذكر و المؤنث
كقولك: التمر(إسم جنس) و تمرة(تمر واحد)

و علیکم السلام

شکرا یا اخی

انا اشکر منک بلسان صدیقی سراج

لا شکر علی الواجب

porseshgar


عضو ممتاز
عضو ممتاز
سلام علیکم و رحمه الله بر برادر گرامی استاد خزایی

با تشکر فراوان

1- استاد تفاوت معنایی " سخریا " با ضمه سن و با کسره سین را توضیح فرمودید ولی نگفتید که آیا یاء آخر " سِخْرِيًّا " و " سُخْرِيًّا " در هر دو کلمه یاء نسبت است؟ و چرا سین در یکی ضمه دارد و در دیگری کسره؟

2- فرمودید "صليا" و "عتيا" هر دو از مصادر مجرده اند و بر وزن "فعول با ضمه فاء" هستند و نیز فرمودید ضمه صاد هم به مناسبت مجاورت با کسره قلب به کسره می شود پس چرا در آیه کریمه زیر " مُضِيًّا " که بر وزن "فعول به ضمه فاء" است ضمه میم به مناسبت مجاورت با کسره قلب به کسره نشده؟

وَلَوْ نَشَاءُ لَمَسَخْنَاهُمْ عَلَىٰ مَكَانَتِهِمْ فَمَا اسْتَطَاعُوا مُضِيًّا وَلَا يَرْجِعُونَ ﴿يس: ٦٧﴾

3- قُلْ هَلْ أُنَبِّئُكُم بِشَرٍّ مِّن ذَٰلِكَ مَثُوبَةً عِندَ اللَّهِ مَن لَّعَنَهُ اللَّهُ وَغَضِبَ عَلَيْهِ وَجَعَلَ مِنْهُمُ الْقِرَدَةَ وَالْخَنَازِيرَ وَعَبَدَ الطَّاغُوتَ أُولَٰئِكَ شَرٌّ مَّكَانًا وَأَضَلُّ عَن سَوَاءِ السَّبِيلِ ﴿المائدة: ٦٠﴾
در عبارت " عَبَدَ الطَّاغُوتَ " آیا عبد فعل است و الطاغوت مفعول به آن است؟ و اگر عبد فعل است چرا مفرد آمده؟

4- قُلْ مَن كَانَ فِي الضَّلَالَةِ فَلْيَمْدُدْ لَهُ الرَّحْمَٰنُ مَدًّا... ﴿مريم: ٧٥﴾

لام در " فَلْيَمْدُدْ " آیا لام امر فعل غایب است یا لام ناصبه فعل؟ و معنای دقیق " فَلْيَمْدُدْ " چیست؟

5- وَإِلَىٰ مَدْيَنَ أَخَاهُمْ شُعَيْبًا... ﴿الأعراف: ٨٥﴾

وزن و ریشه " مَدْيَنَ " چیست؟

6- وَكَأَيِّن مِّن نَّبِيٍّ قَاتَلَ مَعَهُ رِبِّيُّونَ كَثِيرٌ ...﴿آل‌عمران: ١٤٦﴾---...كُونُوا رَبَّانِيِّينَ بِمَا كُنتُمْ تُعَلِّمُونَ الْكِتَابَ وَبِمَا كُنتُمْ تَدْرُسُونَ ﴿آل‌عمران: ٧٩﴾

آیا " رِبِّيُّونَ " = ربه (وزن فعله) + یاء مشدد نسبت + ون (علامت جمع) ؟

آیا " رَبَّانِيِّينَ " = ربان(وزن فعلان) + یاء مشدد نسبت + ین (علامت جمع)؟

خزایی


دیگه صاحب خونه شده
دیگه صاحب خونه شده
porseshgar نوشته است:سلام علیکم و رحمه الله بر برادر گرامی استاد خزایی

با تشکر فراوان

1- استاد تفاوت معنایی " سخریا " با ضمه سن و با کسره سین را توضیح فرمودید ولی نگفتید که آیا یاء آخر " سِخْرِيًّا " و " سُخْرِيًّا " در هر دو کلمه یاء نسبت است؟ و چرا سین در یکی ضمه دارد و در دیگری کسره؟

2- فرمودید "صليا" و "عتيا" هر دو از مصادر مجرده اند و بر وزن "فعول با ضمه فاء" هستند و نیز فرمودید ضمه صاد هم به مناسبت مجاورت با کسره قلب به کسره می شود پس چرا در آیه کریمه زیر " مُضِيًّا " که بر وزن "فعول به ضمه فاء" است ضمه میم به مناسبت مجاورت با کسره قلب به کسره نشده؟

وَلَوْ نَشَاءُ لَمَسَخْنَاهُمْ عَلَىٰ مَكَانَتِهِمْ فَمَا اسْتَطَاعُوا مُضِيًّا وَلَا يَرْجِعُونَ ﴿يس: ٦٧﴾

3- قُلْ هَلْ أُنَبِّئُكُم بِشَرٍّ مِّن ذَٰلِكَ مَثُوبَةً عِندَ اللَّهِ مَن لَّعَنَهُ اللَّهُ وَغَضِبَ عَلَيْهِ وَجَعَلَ مِنْهُمُ الْقِرَدَةَ وَالْخَنَازِيرَ وَعَبَدَ الطَّاغُوتَ أُولَٰئِكَ شَرٌّ مَّكَانًا وَأَضَلُّ عَن سَوَاءِ السَّبِيلِ ﴿المائدة: ٦٠﴾
در عبارت " عَبَدَ الطَّاغُوتَ " آیا عبد فعل است و الطاغوت مفعول به آن است؟ و اگر عبد فعل است چرا مفرد آمده؟

4- قُلْ مَن كَانَ فِي الضَّلَالَةِ فَلْيَمْدُدْ لَهُ الرَّحْمَٰنُ مَدًّا... ﴿مريم: ٧٥﴾

لام در " فَلْيَمْدُدْ " آیا لام امر فعل غایب است یا لام ناصبه فعل؟ و معنای دقیق " فَلْيَمْدُدْ " چیست؟



5- وَإِلَىٰ مَدْيَنَ أَخَاهُمْ شُعَيْبًا... ﴿الأعراف: ٨٥﴾

وزن و ریشه " مَدْيَنَ " چیست؟

6- وَكَأَيِّن مِّن نَّبِيٍّ قَاتَلَ مَعَهُ رِبِّيُّونَ كَثِيرٌ ...﴿آل‌عمران: ١٤٦﴾---...كُونُوا رَبَّانِيِّينَ بِمَا كُنتُمْ تُعَلِّمُونَ الْكِتَابَ وَبِمَا كُنتُمْ تَدْرُسُونَ ﴿آل‌عمران: ٧٩﴾

آیا " رِبِّيُّونَ " = ربه (وزن فعله) + یاء مشدد نسبت + ون (علامت جمع) ؟

آیا " رَبَّانِيِّينَ " = ربان(وزن فعلان) + یاء مشدد نسبت + ین (علامت جمع)؟
سلام علیکم :
1- بله ؛ یاء موجود در این دو مصدر یاء نسبت است و طبق گفته ی زمخشری این یاء دال بر مبالغه در معنای فعل است
همان طور که قبلا گفته شد معمولا سخري به ضم سین معنای تسخیر و به کسر سین معنای مسخره کردن و استهراء می دهد (فلذا می توان گفت که آنجایی که مقصود تسخیر است به ضم سین آمده و آنجایی که مقصود استهزاء است به کسر سین آمده است) اما به گفته برخی نیز میان "سخري" به ضم سین و کسر آن تفاوت چندانی در معنا نیست و هر یک می توانند معنای تسخیر یا استهزاء بدهد (در این صورت فرقی ندارد که به ضم یا کسر سین بیاید)
2- این قاعده ای است که برای سهولت تلفظ به کار می رود زیرا که ضمه ثقیل ترین حرکات است فلذا در جایی مانند مصادر گفته شده ضمه به علت آن که مجاور با کسره شده آن را هم کسره کرده اند در مورد مصدر مذکور ( مضي) چندین نظر وجود دارد :
1- به ضم میم : در این صورت بروزن فعول است
2- به کسر میم : در این صورت باز هم بروزن فعول است که میم به علت مجاورت با کسر مکسور شده (قول کسائی)
3- به فتح میم : در این صورت بر وزن فعیل است
فلذا در این مصدر میم جایز است که به علت مجاورت مکسور بشود ویا به همان صورت مضموم باقی بماند
مثال دیگر "عصي" است که جمع "عصا" می باشد که بر وزن فعول است و هم به ضم عین خوانده شده (عُصي) و هم به کسر آن (عِصي) که علت مکسور شدن آن مجاورت به کسره است .
3- در مورد "عبد الطاغوت" چند نظر وجود دارد :
برخی آن را (عُبُد الظاغوتِ) خوانده اند در این صورت ترکیب اضافی است و عُبُد جمع عبید است همان طور که رُغُف جمع رغیف (قرص نان) است
برخی هم (عبد) را فعل ماضی گرفته و طاغوت را مفعول گرفته اند در این صورت برای توجیه مفرد بودن آن می گویند قبل از این فعل موصولی در تقدیر است مثلا در اصل بوده است : و من عبد الطاغوت / و الذي عبد الطاغوت
4- بله فعل مجزوم به لام امر است این لام نمی تواند لام ناصبه باشد زیرا که در این صورت فک ادغام انجام نمی گرفت (ليَمُدَّ)
معنای آن در این آیه : باید مدد و یاری دهد و مهلت بدهد
و معنای آیه چنین است : هرکس در ضلالت و گمراهی باشد پس خداوند رحمان باید به او مهلت بدهد و او را یاری کند
5- "مدین" : نام قبیله ای می باشد و به نظر تعدادی این لفط غیر عربی است (اعجمی است)
و برخی نیز آن را عربی می دانند (بر وزن مفعَل) ( اقوالی نیز در باره زایده بودن یاء آن وجود دارد)
6- بله هر دو نظر صحیح است :
الرِّبيّ: انسان عارف به خداوند / مرد خدا
به ضم و کسر راء خوانده می شود برخی این لفظ را منسوب به رب می دانند و برخی دیگر منسوب به "ربة"
معمولا وقتی "ربي" به ضم راء باشد آن را منسوب به "رُبّ" می گیرند و وقتی "ربي" به کسر راء باشد آن را منسوب به " رِبّة" می گیرند

الربّاني: انسان عارف
برخی منسوب به "ربّان" ( هم وزن عطشان ) گرفته اند و برخی دیگر آن را منسوب به "رَبّ" می دانند و "ان" آن به جهت مبالغه در نسبت است
همان طور که "فوقاني" منسوب به فوق و "روحاني" منسوب به روح است




porseshgar


عضو ممتاز
عضو ممتاز
السلام علیکم و رحمه الله و برکاته

تقدیم به استاد خزایی عزیز


*****...كُونُوا رَبَّانِيِّينَ بِمَا كُنتُمْ تُعَلِّمُونَ الْكِتَابَ وَبِمَا كُنتُمْ تَدْرُسُونَ ﴿آل‌عمران: ٧٩﴾*****


خزایی


دیگه صاحب خونه شده
دیگه صاحب خونه شده
porseshgar نوشته است:السلام علیکم و رحمه الله و برکاته

تقدیم به استاد خزایی عزیز


*****...كُونُوا رَبَّانِيِّينَ بِمَا كُنتُمْ تُعَلِّمُونَ الْكِتَابَ وَبِمَا كُنتُمْ تَدْرُسُونَ ﴿آل‌عمران: ٧٩﴾*****


و لا شکر علی الواجب یا أخي الکریم

یاسمن


شخصیت مهمیه
شخصیت مهمیه
سلام نقش کلمات مشخص شده:

1-هذا الفرس و هذا المیدان

2-و کم من عائب فعلا صحیحا

3-و لا بدَّ دونَ الشهد من ابر النحل

4-و لا غروَ من المسک ان یفوح..

5-و ما کلُّ نزق المخبرین کلامُ

6-النوی و الهوی

http://hajghasemi.persianblog.ir

porseshgar


عضو ممتاز
عضو ممتاز
سلام علیکم و رحمه الله بر اساتید گرامی

1- آیا فعل " جمع مذکر غائب " مثل "یذهبون" می تواند برای "جمع غیر ذوی العقول" به کار رود؟

2- آیا ضمیر "الذین" که اشاره به جمع مذکر غائب دارد ، می تواند برای "جمع غیر ذوی العقول" به کار رود؟

3- آیا ضمیر " هم " که اشاره به جمع مذکر غائب دارد ، می تواند برای "جمع غیر ذوی العقول" به کار رود؟

الطالبة


عضو ممتاز
عضو ممتاز
porseshgar نوشته است:سلام علیکم و رحمه الله بر اساتید گرامی

1- آیا فعل " جمع مذکر غائب " مثل "یذهبون" می تواند برای "جمع غیر ذوی العقول" به کار رود؟

2- آیا ضمیر "الذین" که اشاره به جمع مذکر غائب دارد ، می تواند برای "جمع غیر ذوی العقول" به کار رود؟

3- آیا ضمیر " هم " که اشاره به جمع مذکر غائب دارد ، می تواند برای "جمع غیر ذوی العقول" به کار رود؟
سلام علیکم ورحمة الله وبرکاته
بدلا من الأساتذة الکرام أنا أجیب:
جمع غیر عاقل در ضمیر، موصول و صیغه فعل، حکم مفرد مؤنث دارد و با آن معامله مفرد مؤنث می شود مگر این که مجازا (در داستان یا با استفاده از صنعت تشخیص در جایگاه عاقل استعمال شود )

http://belarabi.blogfa.com

خزایی


دیگه صاحب خونه شده
دیگه صاحب خونه شده
یاسمن نوشته است:سلام نقش کلمات مشخص شده:

1-هذا الفرس و هذا المیدان

2-و کم من عائب فعلا صحیحا

3-و لا بدَّ دونَ الشهد من ابر النحل

4-و لا غروَ من المسک ان یفوح..

5-و ما کلُّ نزق المخبرین کلامُ

6-النوی و الهوی


سلام عليكم :
هذا در عبارت(هذا الفرس و هذا الميدان) مي تواند مبتدا براي خبر محذوف (موجود) باشد كه در اصل بوده است
: هذا الفرس موجود و هذا الميدان موجود
"من عائب" تمييز براي كم محسوب مي شود
(دون) در عبارت (لا بد دون الشهد من إبر النحل)منصوب به ظرفيت (ظرف مكان) است
اعراب عبارت (لا غرو من المسك أن يفوح) چنين است :
لا : النافية للجنس
غرو:إسم لا و مبني علي الفتح في محل النصب و خبره (موجود) حذف علي القرينة
من :الحرف الجار و "المسك" مجرور و الجار و المجرور متعلقان بالخبر المحذوف
أن : من الحروف المصدرية و المصدر المؤول (الفوح) مجرور بحرف الجر المقدر(في/من)
كذلك : لا غرو من المسك في الفوح
(النوي)در عبارت (النوي من الهوي)مبتدا است براي خبر محذوف و اصل اينگونه است :النوي و الهوي مقترنان
اين اصطلاح به صورت "الهوي من النوي" نيز مستعمل است



porseshgar


عضو ممتاز
عضو ممتاز
سلام علیکم و رحمه الله بر استاد خزایی گرامی

1- وَإِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثَاقَ النَّبِيِّينَ لَمَا آتَيْتُكُم مِّن كِتَابٍ وَحِكْمَةٍ ثُمَّ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مُّصَدِّقٌ لِّمَا مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنصُرُنَّهُ...﴿آل‌عمران: ٨١﴾

1) آیا لام در " لَمَا " لام تاکید و مَا ، ظرف زمان به معنای زمانی که است؟

2) آیا لام و نون مشدد در " لَتُؤْمِنُنَّ " هر دو تاکید هستند؟

2- ثُمَّ لَنَنزِعَنَّ مِن كُلِّ شِيعَةٍ أَيُّهُمْ أَشَدُّ عَلَى الرَّحْمَٰنِ عِتِيًّا ﴿مريم: ٦٩﴾--ثُمَّ لَنَحْنُ أَعْلَمُ بِالَّذِينَ هُمْ أَوْلَىٰ بِهَا صِلِيًّا ﴿مريم: ٧٠﴾

آیا " عِتِيًّا " و " صِلِيًّا " هر دو تمیز هستند؟

3- قَالَ رَبِّ أَنَّىٰ يَكُونُ لِي غُلَامٌ وَكَانَتِ امْرَأَتِي عَاقِرًا وَقَدْ بَلَغْتُ مِنَ الْكِبَرِ عِتِيًّا ﴿مريم: ٨﴾

آیا " عِتِيًّا " مفعول به برای فعل بلغت است؟

4- وَإِذْ أَوْحَيْتُ إِلَى الْحَوَارِيِّينَ أَنْ آمِنُوا بِي وَبِرَسُولِي قَالُوا آمَنَّا وَاشْهَدْ بِأَنَّنَا مُسْلِمُونَ ﴿المائدة: ١١١﴾

آیا " الْحَوَارِيِّينَ " = حوار + یاء مشدد نسبت + ین(علامت جمع) ؟

حوار به چه معناست؟ ( با فتحه حاء )

یاسمن


شخصیت مهمیه
شخصیت مهمیه
سلام لطفا

ترکیب این دو عبارت:

1-اقرب ما یکون یکون من ربه ....

2-لا یبقی الا وجهُه الکریم.

http://hajghasemi.persianblog.ir

یاسمن


شخصیت مهمیه
شخصیت مهمیه
با توجه به مبحث مبتدای نکره کدام گزینه غلط و چرا؟

1-ضعیفٌ عاذ بقرملهٍ

2-عند رجلٍ مالٌ

مسوغ این مبتدا چیه:

رجلٌ من الناس عندنا

http://hajghasemi.persianblog.ir

خزایی


دیگه صاحب خونه شده
دیگه صاحب خونه شده
porseshgar نوشته است:سلام علیکم و رحمه الله بر استاد خزایی گرامی

1- وَإِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثَاقَ النَّبِيِّينَ لَمَا آتَيْتُكُم مِّن كِتَابٍ وَحِكْمَةٍ ثُمَّ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مُّصَدِّقٌ لِّمَا مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنصُرُنَّهُ...﴿آل‌عمران: ٨١﴾

1) آیا لام در " لَمَا " لام تاکید و مَا ، ظرف زمان به معنای زمانی که است؟

2) آیا لام و نون مشدد در " لَتُؤْمِنُنَّ " هر دو تاکید هستند؟

2- ثُمَّ لَنَنزِعَنَّ مِن كُلِّ شِيعَةٍ أَيُّهُمْ أَشَدُّ عَلَى الرَّحْمَٰنِ عِتِيًّا ﴿مريم: ٦٩﴾--ثُمَّ لَنَحْنُ أَعْلَمُ بِالَّذِينَ هُمْ أَوْلَىٰ بِهَا صِلِيًّا ﴿مريم: ٧٠﴾

آیا " عِتِيًّا " و " صِلِيًّا " هر دو تمیز هستند؟

3- قَالَ رَبِّ أَنَّىٰ يَكُونُ لِي غُلَامٌ وَكَانَتِ امْرَأَتِي عَاقِرًا وَقَدْ بَلَغْتُ مِنَ الْكِبَرِ عِتِيًّا ﴿مريم: ٨﴾

آیا " عِتِيًّا " مفعول به برای فعل بلغت است؟

4- وَإِذْ أَوْحَيْتُ إِلَى الْحَوَارِيِّينَ أَنْ آمِنُوا بِي وَبِرَسُولِي قَالُوا آمَنَّا وَاشْهَدْ بِأَنَّنَا مُسْلِمُونَ ﴿المائدة: ١١١﴾

آیا " الْحَوَارِيِّينَ " = حوار + یاء مشدد نسبت + ین(علامت جمع) ؟

حوار به چه معناست؟ ( با فتحه حاء )
سلام عليكم :
1-بله لام ابتدا و تأكيد است(البته برخي نيز آن را زائده و در جهت تقويت كلام گرفته اند) در مورد "ما" :
الف- اسم موصول است و مبتدا مي باشد كه خبر آن مي تواند (هو الحق) محذوف باشد
مثلا در اصل بوده است :لما آتيتكم هو الحق
و يا مي توان خبر را "لتومنُنَّ"گرفت
ب- مي توان "ما"را موصله در نقش مفعول مقدم "آتيتكم"گرفت
ج-ما را شرطيه دانست كه معناي زمان نيز مي دهد (شرطيه زمانيه)

2-بله همان طور كه قبلا گفته شد "عتيا" و "صليا" هر دو تمييز اند
3- بله ؛ "عتيا" مفعول فعل بلغت است و يا مي توانيم آن را منصوب به نزع خافض بدانيم(يعني در اصل مجرور به حرف جر ( إلي)بوده است :بغلت إلي عتيٍّ
و چون حرف جر از سر آن بر داشته شده است (عامل جر حذف شده )براي اين كه مجرور نباشد منصوبش كرديم
4- بله صحيح است .
حواريين : جمع حواريّ و منسوب به حوار است كه از ماده (ح/و/ر) مي باشد
حَوْر:به معناي رنگ سفيد ( همچنين بيماري سفيد شدن چشم ) است
تحوير :به معناي سفيد كردن است
حواريّ : كسي است كه لباسهايش را خوب مي شويد و سفيد مي كند و چون ياران و انصار حضرت عيسي از اين گروه بوده اند به آن ها حواريون مي گويند

خزایی


دیگه صاحب خونه شده
دیگه صاحب خونه شده
یاسمن نوشته است:سلام لطفا

ترکیب این دو عبارت:

1-اقرب ما یکون یکون من ربه ....

2-لا یبقی الا وجهُه الکریم.
سلام عليكم :
1-اعراب حديث :أقربُ ما يكون العبد من ربه و هو ساجد
أقربُ : مبتدأ و مرفوع بالضمة و هو مضاف
و خبره (موجود / متحقق) محذوف
ما : من الحروف المصدرية و لا محل لها من الإعراب و"ما يكون" يؤول إلي المصدر و المصدر المؤول مضاف إليه لـ(أقرب)
:أقرب كون العبد من ربه
من : الحرف الجار
ربّ: مجرور بحرف الجر (من) و الجار و المجرور متعلقان بـ(أقرب)
ه: المضاف إليه لـ(رب)
و: واو الحالية
هو : مبتدأ و مرفوع بالضمه
ساجد: الخبر و مرفوع بالضمة

2-
لا : حرف نفي و غيرعامل
يبقي : فعل مضارع و فاعله (وجه)
إلا : أداة الحصر
وجه : الفاعل و مرفوع بالضمة
ه : المضاف إليه
الكريم : صفة لـ(وجه)


خزایی


دیگه صاحب خونه شده
دیگه صاحب خونه شده
یاسمن نوشته است:با توجه به مبحث مبتدای نکره کدام گزینه غلط و چرا؟

1-ضعیفٌ عاذ بقرملهٍ

2-عند رجلٍ مالٌ

مسوغ این مبتدا چیه:

رجلٌ من الناس عندنا

:
گزينه 2 غلط است
در جمله اول مبتدا صفتي است كه موصوف آن حذف شده است و صفت به جاي موصوف آمده است (از مسوغات ابندا به نكره )
و در اصل بوده است : إنسان ضعيف
درجمله دوم ظرف عند اختصاص ندارد (مختص نيست)

در جمله (رجل من الناس عندنا)
رجل موصوف به (من الناس) است (نكره موصوفه)
اين جمله هم جايز نيست چرا كه صفتي كه براي رجل آمده مختص نيست
:

خزایی


دیگه صاحب خونه شده
دیگه صاحب خونه شده
یاسمن نوشته است:با توجه به مبحث مبتدای نکره کدام گزینه غلط و چرا؟

1-ضعیفٌ عاذ بقرملهٍ

2-عند رجلٍ مالٌ

مسوغ این مبتدا چیه:

رجلٌ من الناس عندنا

:
گزينه 2 غلط است
در جمله اول مبتدا صفتي است كه موصوف آن حذف شده است و صفت به جاي موصوف آمده است (از مسوغات ابندا به نكره )
و در اصل بوده است : إنسان ضعيف
درجمله دوم ظرف عند اختصاص ندارد (مختص نيست)

در جمله (رجل من الناس عندنا)
رجل موصوف به (من الناس) است (نكره موصوفه)
اين جمله هم جايز نيست چرا كه صفتي كه براي رجل آمده مختص نيست
:

porseshgar


عضو ممتاز
عضو ممتاز
سلام علیکم و رحمه الله بر اساتید گرامی
با تشکر فراوان

1- ...وَلَيَنصُرَنَّ اللَّهُ مَن يَنصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ ﴿الحج: ٤٠﴾

آیا لام و نون مشدد در " لَيَنصُرَنَّ " هر دو برای تاکید هستند؟

2- " فصل " به معنای "جداشدن / جدا کردن" است طبق آیات کریمه زیر:

(جداشدن)....وَلَمَّا فَصَلَتِ الْعِيرُ قَالَ أَبُوهُمْ إِنِّي لَأَجِدُ رِيحَ يُوسُفَ لَوْلَا أَن تُفَنِّدُونِ ﴿يوسف: ٩٤﴾

(جدا کردن)...فَإِنْ أَرَادَا فِصَالًا عَن تَرَاضٍ مِّنْهُمَا وَتَشَاوُرٍ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْهِمَا... ﴿البقرة: ٢٣٣﴾

" تَفْصِيلَ " در آیه شریفه زیر طبق معنای اصلی فصل(جداکردن/جداشدن) دقیقا چه معنایی دارد؟

وَمَا كَانَ هَٰذَا الْقُرْآنُ أَن يُفْتَرَىٰ مِن دُونِ اللَّهِ وَلَٰكِن تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَتَفْصِيلَ الْكِتَابِ لَا رَيْبَ فِيهِ مِن رَّبِّ الْعَالَمِينَ ﴿يونس: ٣٧﴾

3- وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَارْكَعُوا مَعَ الرَّاكِعِينَ ﴿البقرة: ٤٣﴾--جَهَنَّمَ يَصْلَوْنَهَا وَبِئْسَ الْقَرَارُ ﴿ابراهيم: ٢٩﴾

استاد خزایی عزیز قبلا شما فرمودید که " الصَّلَاةَ " از ریشه "صلو" و " يَصْلَوْنَهَا " از ریشه "صلی" است. چرا صلاه از ریشه "صلی" و " يَصْلَوْنَهَا " از ریشه" صلو " نیست؟ منظورم این است که حرف سوم ریشه این دو کلمه را از کجا باید فهمید که یاء است یا واو؟

خزایی


دیگه صاحب خونه شده
دیگه صاحب خونه شده
porseshgar نوشته است:سلام علیکم و رحمه الله بر اساتید گرامی
با تشکر فراوان

1- ...وَلَيَنصُرَنَّ اللَّهُ مَن يَنصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ ﴿الحج: ٤٠﴾

آیا لام و نون مشدد در " لَيَنصُرَنَّ " هر دو برای تاکید هستند؟

2- " فصل " به معنای "جداشدن / جدا کردن" است طبق آیات کریمه زیر:

(جداشدن)....وَلَمَّا فَصَلَتِ الْعِيرُ قَالَ أَبُوهُمْ إِنِّي لَأَجِدُ رِيحَ يُوسُفَ لَوْلَا أَن تُفَنِّدُونِ ﴿يوسف: ٩٤﴾

(جدا کردن)...فَإِنْ أَرَادَا فِصَالًا عَن تَرَاضٍ مِّنْهُمَا وَتَشَاوُرٍ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْهِمَا... ﴿البقرة: ٢٣٣﴾

" تَفْصِيلَ " در آیه شریفه زیر طبق معنای اصلی فصل(جداکردن/جداشدن) دقیقا چه معنایی دارد؟

وَمَا كَانَ هَٰذَا الْقُرْآنُ أَن يُفْتَرَىٰ مِن دُونِ اللَّهِ وَلَٰكِن تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَتَفْصِيلَ الْكِتَابِ لَا رَيْبَ فِيهِ مِن رَّبِّ الْعَالَمِينَ ﴿يونس: ٣٧﴾

3- وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَارْكَعُوا مَعَ الرَّاكِعِينَ ﴿البقرة: ٤٣﴾--جَهَنَّمَ يَصْلَوْنَهَا وَبِئْسَ الْقَرَارُ ﴿ابراهيم: ٢٩﴾

استاد خزایی عزیز قبلا شما فرمودید که " الصَّلَاةَ " از ریشه "صلو" و " يَصْلَوْنَهَا " از ریشه "صلی" است. چرا صلاه از ریشه "صلی" و " يَصْلَوْنَهَا " از ریشه" صلو " نیست؟ منظورم این است که حرف سوم ریشه این دو کلمه را از کجا باید فهمید که یاء است یا واو؟

و عليكم السلام :
1-بله ؛
"لام "براي تأكيد ( لام قسم )و "نون" نيز نون تأكيد ثقيله است و فعل در جواب قسم مي باشد
2- همان طور كه بيان كرديد "فصل" به معناي جدا شدن و جدا كردن مي دهد
"تفصيل" نيز از همين ريشه (فَصَلَ / يفصِلُ ) در اصل به معناي جدا كردن ؛ تقطيع (قطعه قطعه كردن)؛فصل فصل كردن است
و تفصيل كلام يعني فصل فصل كردن كلام (شرح دادن و توضيح كلام) مي باشد
3-براي بدست آوردن ريشه كلمه مي توان از كتب لغت كمك گرفت و يا اين كه از كلمات هم خانواده (همجنس) آن استفاده كرد
مثلا در كتب لغت ريشه "يصلَوْنَ" را (ص/ل/ي) آمده (البته در اين مورد نظر قطعي وجود ندارد مثلا برخي از كتب لغت براي ريشه اين كلمه هم ص/ل/و را آورده اند و هم ص/ل/ي را آورده اند و هر دو را صحيح مي دانند)
در مورد صلاة علاوه بر مراجعه به كتب لغت ؛ جمع آن (صَلَوات) مبين آن است كه حرف عله واو است نه ياء (از راه مراجعه به كلمات همجنس)
نكته ديگر آن است كه هر دو كلمه ناقص اند(ناقص يايي و واوي)
و مضارع ناقص واوي معمولا بر وزن يفعُل مي آيد مانند :يدعو / يرجو / يعفو /و... (البته بازهم در اين مورد استثناهايي نيز وجود دارد :يرضَی(ر/ض/و)
فلذا "يصلــَي" (يصلَــَوْنَ)ناقص يايي است








porseshgar


عضو ممتاز
عضو ممتاز
سلام علیکم و رحمه الله بر استاد خزایی گرامی و با تشکر فراوان

1- قَالَ رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَيَّ مِمَّا يَدْعُونَنِي إِلَيْهِ وَإِلَّا تَصْرِفْ عَنِّي كَيْدَهُنَّ أَصْبُ إِلَيْهِنَّ وَأَكُن مِّنَ الْجَاهِلِينَ ﴿يوسف: ٣٣﴾

يَا يَحْيَىٰ خُذِ الْكِتَابَ بِقُوَّةٍ وَآتَيْنَاهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا ﴿مريم: ١٢﴾

إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هَادُوا وَالصَّابِئُونَ وَالنَّصَارَىٰ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ ﴿المائدة: ٦٩﴾

آیا هر سه کلمه " أَصْبُ " و " صَبِيًّا " و " الصَّابِئُونَ " از ریشه مشترک " صبو/صبی " با معنایی مشترک هستند؟

2- عَيْنًا فِيهَا تُسَمَّىٰ سَلْسَبِيلًا ﴿الانسان: ١٨﴾

وزن کلمه " سَلْسَبِيلًا " و ریشه سه حرفی و ریشه چهار حرفی آن چیست؟

ياسر


دیگه صاحب خونه شده
دیگه صاحب خونه شده
با عرض سلام
در ایه یک
اصب: به سوی ان میرم

در ایه دوم صبی یعنی کودک

در ایه سوم: صابئون ستاره پرستا

شماره دو رو باید کمی فکرش کنم


http://www.eghlima.org

خزایی


دیگه صاحب خونه شده
دیگه صاحب خونه شده
porseshgar نوشته است:سلام علیکم و رحمه الله بر استاد خزایی گرامی و با تشکر فراوان

1- قَالَ رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَيَّ مِمَّا يَدْعُونَنِي إِلَيْهِ وَإِلَّا تَصْرِفْ عَنِّي كَيْدَهُنَّ أَصْبُ إِلَيْهِنَّ وَأَكُن مِّنَ الْجَاهِلِينَ ﴿يوسف: ٣٣﴾

يَا يَحْيَىٰ خُذِ الْكِتَابَ بِقُوَّةٍ وَآتَيْنَاهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا ﴿مريم: ١٢﴾

إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هَادُوا وَالصَّابِئُونَ وَالنَّصَارَىٰ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ ﴿المائدة: ٦٩﴾

آیا هر سه کلمه " أَصْبُ " و " صَبِيًّا " و " الصَّابِئُونَ " از ریشه مشترک " صبو/صبی " با معنایی مشترک هستند؟

2- عَيْنًا فِيهَا تُسَمَّىٰ سَلْسَبِيلًا ﴿الانسان: ١٨﴾

وزن کلمه " سَلْسَبِيلًا " و ریشه سه حرفی و ریشه چهار حرفی آن چیست؟

سلام علیکم :"
و با تشکر از استاد یاسر :

دو کلمه (أصب) و (صبي) هردو از ماده (ص-ب-و) هستند
صَبَا / یصُبو / صَبْوَة : به سوی نادانی و جوانی میل کرد / صَبا إلي : به سوی کسی میل کرد

صَبِيّ : کودک و خردسال ...... صِباء : کودکی



2- سلسبیل : اسمی است خماسی مزید و بر وزن (فعللیل) و برخی آن را رباعی مزید از (سَلْسَل ) گرفته اند
سلسل : آب گوارا و شیرین که معمولا هم سرد است و "سلسبیل " نام چشمه ای در بهشت است که چنین آبی دارد و به علت شیرینی و گوارایی آب آن ؛ به این چشمه سلسبیل گفته اند .


یاسمن


شخصیت مهمیه
شخصیت مهمیه
سلام

نماز و روزه هاتون قبول حق

کدام گزینه غلط است و چرا؟1-بهم رجال الغد تتعلق آمال الامّة

2-بهم الابطالَ تعتمد الامّة.

"رسل""زجاج"مشتق یا جامد؟

هزّة""المروءة"مصدر است یا اسم مره؟

التماس دعا

http://hajghasemi.persianblog.ir

soad


عضو ممتاز
عضو ممتاز
سلام طاعات و عبادات همه قبول باشه

نقش "عالیا" در جمله : "العصفور یطیر عالیا فوق الاشجار" چیست؟

در جمله "عصفورٌ ازرقٌ یطیر" آیا درست است که "ازرق" تنوین رفع بگیرد؟ آیا رنگها تنوین می گیرند؟

محتوى إعلاني


مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي بازگشت به بالاي صفحه  پيام [صفحه 17 از 19]

رفتن به صفحه : الصفحة السابقة  1 ... 10 ... 16, 17, 18, 19  الصفحة التالية

صلاحيات هذا المنتدى:
شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد