انجمن آموزش مکالمه عربی
السلام علیکم و رحمة الله و برکاته
مرحبا بک في منتدی تعليم العربية للناطقين بالفارسية
يمکنک قراءة المواضيع والتحميل بدون التسجيل. ولکن إذا أردت أن تساهم في المواضيع یجب أن تسجل في المنتدی ويتم تفعيل حسابک من قبل المدير.
مع خالص الشکر و التحية
فریق الإدارة
************
سلام
خـــــوش آمــــــــــــــــدید
برای شرکت در مباحث این انجمن و استفاده از امکانات آن نیاز به عضویت دارید. پس از تایید عضویت می توانید در مباحث انجمن شرکت کنید.
برای دانلود کتابها، درسها، فیلمها، معجمها و نرم افزارهای آموزش مکالمه از وبلاگ انجمن به آدرس زیر استفاده کنید:
http://www.arabiforall.com/
با تشکر
گروه مدیریت انجمن مکالمه عربی
انجمن آموزش مکالمه عربی

أهلا وسهلا بك زائرنا الكريم, أنت لم تقم بتسجيل الدخول بعد! يشرفنا أن تقوم بالدخول أو التسجيل إذا رغبت بالمشاركة في المنتدى

سوالات نحوی و صرفی خود را اینجا بنویسید تا به آنها پاسخ داده شود

رفتن به صفحه : الصفحة السابقة  1 ... 10 ... 17, 18, 19  الصفحة التالية

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي اذهب الى الأسفل  پيام [صفحه 18 از 19]

porseshgar


عضو ممتاز
عضو ممتاز
سلام علیکم و رحمه الله بر اساتید گرامی


فعل معتل ناقص(یایی یا واوی) در مضارع صیغه جمع مذکر غائب و مخاطب اعلالش با حذف حرف عله است.

پس از حذف حرف عله در جمع مذکر غائب و مخاطب حرکت عین الفعل بر چه مبنایی تعیین میشود؟

مثال: تَرْضَوْنَ حرکت ضاد (عین الفعل) فتحه است ولی در يَرْمُونَ حرکت عین الفعل (میم) ضمه است و در يَدْعُونَ عین الفعل (عین) ضمه دارد. چرا؟

خزایی


دیگه صاحب خونه شده
دیگه صاحب خونه شده
soad نوشته است:سلام طاعات و عبادات همه قبول باشه

نقش "عالیا" در جمله : "العصفور یطیر عالیا فوق الاشجار" چیست؟

در جمله "عصفورٌ ازرقٌ یطیر" آیا درست است که "ازرق" تنوین رفع بگیرد؟ آیا رنگها تنوین می گیرند؟
سلام علیکم :
در جمله اول : لفظ "عالیا" حال است و هیئت و شکل فاعل (عصفور) را در هنگام عمل بیان می کند
2- در مورد سؤال دوم : خیر نمی تواند تنوین بگیرد چون "أرزق" بر وزن أفعل بوده و غير منصرف (قابليت گرفتن تنوین را ندارد)

خزایی


دیگه صاحب خونه شده
دیگه صاحب خونه شده
porseshgar نوشته است:سلام علیکم و رحمه الله بر اساتید گرامی


فعل معتل ناقص(یایی یا واوی) در مضارع صیغه جمع مذکر غائب و مخاطب اعلالش با حذف حرف عله است.

پس از حذف حرف عله در جمع مذکر غائب و مخاطب حرکت عین الفعل بر چه مبنایی تعیین میشود؟

مثال: تَرْضَوْنَ حرکت ضاد (عین الفعل) فتحه است ولی در يَرْمُونَ حرکت عین الفعل (میم) ضمه است و در يَدْعُونَ عین الفعل (عین) ضمه دارد. چرا؟

سلام علیکم :
به وزن آن و نوع اعلال آن باید توجه کرد در مثال های شما حرکت اینگونه تعیین می شود :
فعل " تــَرْضـــَونَ " در اصل به شکل " تَـــرْضَــیُــوْنَ " (بر وزن تًفعَلونَ ) بوده است .

یاء متحر که ماقبل مفتوح در این فعل قلب به الف شده است : تــَرْضــَاوْنَ
سپس الف به التقاء ساکنین حذف شده است : تَــرضَونَ

یَرمُونَ در اصل " یَرمِیُونَ ( بر وزن یفعِلونَ ) بوده است که ضمه بر یاء ثقیل بوده است و حذف شده است : یَرْمِيْوْنَ
سپس یاء به التقاء ساکنین حذف شده است و کسره میم به مناسبت واو ما بعد ضمه شده است :یَرمُونَ

یَـدْعُوْنَ در اصل یَدعُوُوْنَ بوده است که ضمه بر واو ثقیل بوده و حذف شده است سپس خود واو هم به التقاء ساکنین حذف شده است

در حالت کلی می توان اینگونه بیان کرد : اگر فعل بر وزن یفعَلون (تفعَلون) باشد حرکت فتحه است ولی اگر بروزن "تفعِلون" یا "تفعُلون" باشد ضمه است

خزایی


دیگه صاحب خونه شده
دیگه صاحب خونه شده
یاسمن نوشته است:سلام

نماز و روزه هاتون قبول حق

کدام گزینه غلط است و چرا؟1-بهم رجال الغد تتعلق آمال الامّة

2-بهم الابطالَ تعتمد الامّة.

"رسل""زجاج"مشتق یا جامد؟

هزّة""المروءة"مصدر است یا اسم مره؟

التماس دعا
سلام علیکم : در جمله دوم الأبطال را مفتوح کردید در حالی که مضاف الیه و مجرور است

2- "رُسُل" به ضمتین است که جمع "رسول" است مشتق است زیرا مفرد آن "رسول" مشتق (صیغة مبالغه) است و ملاک برای اشتقاق مفرد است
زجاج : جامد است اگرچه بر وزن فُعال است ولی چون معنای وصفی ندارد جامد است
هزة : مصدر مره (اسم مره) است
مروءة : مصدر ثلاثی مجرد است و سماعا همزه آن می تواند به واو بدل شده و ادغام شود : مروِّة

porseshgar


عضو ممتاز
عضو ممتاز
خزایی نوشته است:
porseshgar نوشته است:سلام علیکم و رحمه الله بر استاد خزایی گرامی و با تشکر فراوان

1- قَالَ رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَيَّ مِمَّا يَدْعُونَنِي إِلَيْهِ وَإِلَّا تَصْرِفْ عَنِّي كَيْدَهُنَّ أَصْبُ إِلَيْهِنَّ وَأَكُن مِّنَ الْجَاهِلِينَ ﴿يوسف: ٣٣﴾

يَا يَحْيَىٰ خُذِ الْكِتَابَ بِقُوَّةٍ وَآتَيْنَاهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا ﴿مريم: ١٢﴾

إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هَادُوا وَالصَّابِئُونَ وَالنَّصَارَىٰ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ ﴿المائدة: ٦٩﴾

آیا هر سه کلمه " أَصْبُ " و " صَبِيًّا " و " الصَّابِئُونَ " از ریشه مشترک " صبو/صبی " با معنایی مشترک هستند؟

2- عَيْنًا فِيهَا تُسَمَّىٰ سَلْسَبِيلًا ﴿الانسان: ١٨﴾

وزن کلمه " سَلْسَبِيلًا " و ریشه سه حرفی و ریشه چهار حرفی آن چیست؟

سلام علیکم :"
و با تشکر از استاد یاسر :

دو کلمه (أصب) و (صبي) هردو از ماده (ص-ب-و) هستند
صَبَا / یصُبو / صَبْوَة : به سوی نادانی و جوانی میل کرد / صَبا إلي : به سوی کسی میل کرد

صَبِيّ : کودک و خردسال ...... صِباء : کودکی



2- سلسبیل : اسمی است خماسی مزید و بر وزن (فعللیل) و برخی آن را رباعی مزید از (سَلْسَل ) گرفته اند
سلسل : آب گوارا و شیرین که معمولا هم سرد است و "سلسبیل " نام چشمه ای در بهشت است که چنین آبی دارد و به علت شیرینی و گوارایی آب آن ؛ به این چشمه سلسبیل گفته اند .



سلام علیکم و رحمه الله بر استاد خزایی و با تشکر فراوان

1- آیا " الصَّابِئُونَ " یا " الصابئین " می تواند از ریشه "صبو/صبی" باشد ( یعنی حرف سوم همزه نباشد) که اصل آن " صابو/صابی " بوده و حرف سوم به علت اتصال به علامت جمع (ون/ین) جهت سهولت تلفظ به همزه تبدیل شده؟ مثال: قائل که واو به همزه تبدیل شده

2- آیا سلسبیل ریشه اصلی اش سه حرفی است یا چهار حرفی؟


الطالبة


عضو ممتاز
عضو ممتاز
خزایی نوشته است:
یاسمن نوشته است:سلام

نماز و روزه هاتون قبول حق

کدام گزینه غلط است و چرا؟1-بهم رجال الغد تتعلق آمال الامّة

2-بهم الابطالَ تعتمد الامّة.

"رسل""زجاج"مشتق یا جامد؟

هزّة""المروءة"مصدر است یا اسم مره؟

التماس دعا
سلام علیکم : در جمله دوم الأبطال را مفتوح کردید در حالی که مضاف الیه و مجرور است

2- "رُسُل" به ضمتین است که جمع "رسول" است مشتق است زیرا مفرد آن "رسول" مشتق (صیغة مبالغه) است و ملاک برای اشتقاق مفرد است
زجاج : جامد است اگرچه بر وزن فُعال است ولی چون معنای وصفی ندارد جامد است
هزة : مصدر مره (اسم مره) است
مروءة : مصدر ثلاثی مجرد است و سماعا همزه آن می تواند به واو بدل شده و ادغام شود : مروِّة

سلام علیکم یاأستاذ
إلی ماذا یضیف الأبطال؟
شکرا.

http://belarabi.blogfa.com

خزایی


دیگه صاحب خونه شده
دیگه صاحب خونه شده
الطالبة نوشته است:
خزایی نوشته است:
یاسمن نوشته است:سلام

نماز و روزه هاتون قبول حق

کدام گزینه غلط است و چرا؟1-بهم رجال الغد تتعلق آمال الامّة

2-بهم الابطالَ تعتمد الامّة.

"رسل""زجاج"مشتق یا جامد؟

هزّة""المروءة"مصدر است یا اسم مره؟

التماس دعا
سلام علیکم : در جمله دوم الأبطال را مفتوح کردید در حالی که مضاف الیه و مجرور است

2- "رُسُل" به ضمتین است که جمع "رسول" است مشتق است زیرا مفرد آن "رسول" مشتق (صیغة مبالغه) است و ملاک برای اشتقاق مفرد است
زجاج : جامد است اگرچه بر وزن فُعال است ولی چون معنای وصفی ندارد جامد است
هزة : مصدر مره (اسم مره) است
مروءة : مصدر ثلاثی مجرد است و سماعا همزه آن می تواند به واو بدل شده و ادغام شود : مروِّة

سلام علیکم یاأستاذ
إلی ماذا یضیف الأبطال؟
شکرا.
سلام علیکم :
إسم "أبطال" ليس بمضاف بل هو مضاف إليه لـ(هم) (أضاف "هم" إلی الأبطال)
بهَمِّ الأبطال

porseshgar


عضو ممتاز
عضو ممتاز
سلام علیکم و رحمه الله بر استاد خزایی و با تشکر فراوان

1-إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هَادُوا وَالنَّصَارَىٰ وَالصَّابِئِينَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ ﴿البقرة: ٦٢﴾

إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هَادُوا وَالصَّابِئُونَ وَالنَّصَارَىٰ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ ﴿المائدة: ٦٩﴾


آیا " الصَّابِئُونَ " یا " الصابئین " می تواند از ریشه "صبو/صبی" باشد ( یعنی حرف سوم همزه نباشد) که اصل آن " صابو/صابی " بوده و حرف سوم به علت اتصال به علامت جمع (ون/ ین) جهت سهولت تلفظ به همزه تبدیل شده؟ مثال: قائل که واو به همزه تبدیل شده

2- عَيْنًا فِيهَا تُسَمَّىٰ سَلْسَبِيلًا ﴿الانسان: ١٨﴾

آیا سلسبیل ریشه اصلی اش سه حرفی است یا چهار حرفی؟

یاسمن


شخصیت مهمیه
شخصیت مهمیه
سلام

1-در تجزیه ها"کدام مورد اشتباه است:

کفی بک داءً ان تری الموت شافیا

داء:اسم مفرد مذکر جامد مصدر او غیر مصدر نکره معرب منصرف/تمییز مفرد غیر منقول او غیر محول و منصوب؟

2-تهزبنی ذکری المروءة و الندی/بین الشمائل هزّة المشتاق

المشتاق:مشتق اسم مفعول مصدره اشتیاق و له اعلال قلب معرف بال مضاف الیه مجرور فی اللفظ فی المعنی فاعل هزّة و مرفوع محلا.

3-...فیُحرزه من لیس بالرامی

الرامی:مشتق اسم فاعل مصدره رمایة معرف بال معرب منقوص منصرف بالرامی جارو مجرور متعلقه محذوف و خبر لیس.

4-فلم ار ودّهم الا خداعا

خداعا:مفردد مذکر جامد مصدر نکره معرب صحیح الاخر منصرف مستثنی متصل غیر موجب منصوب مستثنی منه ودّ

http://hajghasemi.persianblog.ir

soad


عضو ممتاز
عضو ممتاز
شکرا یا اخی "خزایی"
فی الجمل التالیة ما معنا "الانفجاریة" و " نفّاثة" بالفارسیة؟
و معظم وسائل النقل تعتمد علی المحرکات التی تستخدم الطاقة الحراریة.
و هذه المحرکات ثلاثة انواع: بخاریة ، انفجاریة و نفّاثة

الطالبة


عضو ممتاز
عضو ممتاز
خزایی نوشته است:
الطالبة نوشته است:
خزایی نوشته است:
یاسمن نوشته است:سلام

نماز و روزه هاتون قبول حق

کدام گزینه غلط است و چرا؟1-بهم رجال الغد تتعلق آمال الامّة

2-بهم الابطالَ تعتمد الامّة.

"رسل""زجاج"مشتق یا جامد؟

هزّة""المروءة"مصدر است یا اسم مره؟

التماس دعا
سلام علیکم : در جمله دوم الأبطال را مفتوح کردید در حالی که مضاف الیه و مجرور است

2- "رُسُل" به ضمتین است که جمع "رسول" است مشتق است زیرا مفرد آن "رسول" مشتق (صیغة مبالغه) است و ملاک برای اشتقاق مفرد است
زجاج : جامد است اگرچه بر وزن فُعال است ولی چون معنای وصفی ندارد جامد است
هزة : مصدر مره (اسم مره) است
مروءة : مصدر ثلاثی مجرد است و سماعا همزه آن می تواند به واو بدل شده و ادغام شود : مروِّة

سلام علیکم یاأستاذ
إلی ماذا یضیف الأبطال؟
شکرا.
سلام علیکم :
إسم "أبطال" ليس بمضاف بل هو مضاف إليه لـ(هم) (أضاف "هم" إلی الأبطال)
بهَمِّ الأبطال

سلام علیکم ورحمة الله

شکرا یا أستاذ

الآن فهمت هذا هو " همّ" أخطأت فی قرائة هذه الکلمة.

http://belarabi.blogfa.com

الطالبة


عضو ممتاز
عضو ممتاز
soad نوشته است:شکرا یا اخی "خزایی"
فی الجمل التالیة ما معنا "الانفجاریة" و " نفّاثة" بالفارسیة؟
و معظم وسائل النقل تعتمد علی المحرکات التی تستخدم الطاقة الحراریة.
و هذه المحرکات ثلاثة انواع: بخاریة ، انفجاریة و نفّاثة


سلام علیک یا أختی العزیزة

المحرّک النفّاث: محرک ینفث سیلا قویا وسریعا من لهب المحروقات فیدفع الطائرات أو الصاروخ أوغیرهما فی الجهة المعاکسة... جهاز قویّ الضغط ینضح السوائل کالبخار.

http://belarabi.blogfa.com

خزایی


دیگه صاحب خونه شده
دیگه صاحب خونه شده
porseshgar نوشته است:سلام علیکم و رحمه الله بر استاد خزایی و با تشکر فراوان

1-إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هَادُوا وَالنَّصَارَىٰ وَالصَّابِئِينَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ ﴿البقرة: ٦٢﴾

إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هَادُوا وَالصَّابِئُونَ وَالنَّصَارَىٰ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ ﴿المائدة: ٦٩﴾


آیا " الصَّابِئُونَ " یا " الصابئین " می تواند از ریشه "صبو/صبی" باشد ( یعنی حرف سوم همزه نباشد) که اصل آن " صابو/صابی " بوده و حرف سوم به علت اتصال به علامت جمع (ون/ ین) جهت سهولت تلفظ به همزه تبدیل شده؟ مثال: قائل که واو به همزه تبدیل شده

2- عَيْنًا فِيهَا تُسَمَّىٰ سَلْسَبِيلًا ﴿الانسان: ١٨﴾

آیا سلسبیل ریشه اصلی اش سه حرفی است یا چهار حرفی؟

سلام علیکم :
در مورد واژه "صابئین " نظرات متعددی وجود دارد :
1- بر طبق گفته زمخشری این اسم از ماده "صَبَــأ" می باشد که معنای انتقال و خروج از دین می باشد (بر طبق این گفته اصل ص/ب/ء است)
برخی آن را مشتق از اسم قوم "صبا" می دانند .
و برخی آن را از ماده ی (صبا / یصبو) به میل پیدا کردن و لغزش است.
همان طور که قبلا بیان شد "سلسبیل " بر وزن فعللیل می باشد و خماسی مزید است ( یعنی از 5 حرف اصلی تشکیل شده است : س/ل/س/ب/ل) و یاء زائده است
و بنا به گفته ای رباعی (4 حرفی ) از "س/ل/س/ل" می باشد

خزایی


دیگه صاحب خونه شده
دیگه صاحب خونه شده
یاسمن نوشته است:سلام

1-در تجزیه ها"کدام مورد اشتباه است:

کفی بک داءً ان تری الموت شافیا

داء:اسم مفرد مذکر جامد مصدر او غیر مصدر نکره معرب منصرف/تمییز مفرد غیر منقول او غیر محول و منصوب؟

2-تهزبنی ذکری المروءة و الندی/بین الشمائل هزّة المشتاق

المشتاق:مشتق اسم مفعول مصدره اشتیاق و له اعلال قلب معرف بال مضاف الیه مجرور فی اللفظ فی المعنی فاعل هزّة و مرفوع محلا.

3-...فیُحرزه من لیس بالرامی

الرامی:مشتق اسم فاعل مصدره رمایة معرف بال معرب منقوص منصرف بالرامی جارو مجرور متعلقه محذوف و خبر لیس.

4-فلم ار ودّهم الا خداعا

خداعا:مفردد مذکر جامد مصدر نکره معرب صحیح الاخر منصرف مستثنی متصل غیر موجب منصوب مستثنی منه ودّ

سلام علیکم :
تجزیه داء صحیح می باشد و تمییز غیر محول است و همچنین می توان آن را با "من" مجرور کرد : کفی بک من داءٍ
در جمله دوم درباره تجزیه "المشتاق" می توان اضافه را معنوی دانست ( در این صورت دیگر المشتاق فاعل در معنا نمی شود) و می توان به اعتباری دیگر آن را لفظی دانست ( در این صورت مشتاق مضاف الیه بوده و در معنا فاعل "هزة" می باشد و محلا مرفوع)
3- در جمله سوم حرف "باء" زائده بوده و معنای تأکید را می رساند و "الرامي" خبر لیس و تقدیرا مجرور به باء زائده و محلا منصوب و چون باء در این جا نقش رابط ندارد پس متعلقی هم ندارد .
4- مستثنی منقطع (منفصل) است زیرا که "خداع" (نیرنگ ) از جنس "ود" (دوستی ) نیست

یاسمن


شخصیت مهمیه
شخصیت مهمیه
ممنون استاد خزایی

اما گزینه های 1و2 رو در یکی از کنکورها با همین تجزیه خطا گرفته بود منم چون مورد غلطی پیدا نکردم پرسیدم.

http://hajghasemi.persianblog.ir

seraj


عضو ممتاز
عضو ممتاز
سلام بر دوستان عزیز

نماز و روزه هاتون مقبول درگاه احدیت

میتونم خواهش کنم سوال منو جواب بدید؟

آیا بعد از " کاد " میتوان " أن " آورد ؟و چگونه ترجمه می شود؟

مثل : کاد أن یغرق

یاسمن


شخصیت مهمیه
شخصیت مهمیه
سلام دوست عزیز

طاعات و عبادتات شما هم مورد قبول حق باشه.

خبر کاد غالبا بدون ان میاید اما اگر هم بیاید اشکالی ندارد.ترجمه:نزدیک بود غرق بشه یا داشت غرق میشه با توجه به اینکه از افعال مقاربه استفاده شده.

http://hajghasemi.persianblog.ir

seraj


عضو ممتاز
عضو ممتاز
سلام علیکم ایتها صدیقتی سیده یاسمن

یا حبیبتی شکرا لک علی مساعدتک

یاسمن


شخصیت مهمیه
شخصیت مهمیه
سلام

1-کدام گزینه صحیح است؟چرا؟

ا)جهل العدو جهلة. ب)خفت خوفة ج)فهم الامر فهمة د)قعدت قعدة.

2-کدام گزینه صحیح است؟و علت غلط بودن بقیه

ا)مومنا هو صبور! ب)ماشیا من هو؟ ج)ما اجمل منیرا القمر د)اخوک شابا افضل

http://hajghasemi.persianblog.ir

یاسمن


شخصیت مهمیه
شخصیت مهمیه
سلام

تعیین مفعول مطلق و اینکه حذف عامل ان وجوبی یا جوازی؟

ا)لا افعله البتّه ب)حجرا لا افعل هذا.

"تقول"در این عبارت معنای تظن میدهد ؟چرا؟

اباالکلام تقول الامة بالغة مجد آبائها.

اینکه مستثنی در استثنای متصل غیر موجبه هم میتواند بدل باشد هم مستثنی به شرط عدم وجود مانع صحیح است؟در صورت وجود مانع فقط منصوب میشه بنابر مستثنی بودن؟

http://hajghasemi.persianblog.ir

خزایی


دیگه صاحب خونه شده
دیگه صاحب خونه شده
یاسمن نوشته است:سلام

تعیین مفعول مطلق و اینکه حذف عامل ان وجوبی یا جوازی؟

ا)لا افعله البتّه ب)حجرا لا افعل هذا.

"تقول"در این عبارت معنای تظن میدهد ؟چرا؟

اباالکلام تقول الامة بالغة مجد آبائها.

اینکه مستثنی در استثنای متصل غیر موجبه هم میتواند بدل باشد هم مستثنی به شرط عدم وجود مانع صحیح است؟در صورت وجود مانع فقط منصوب میشه بنابر مستثنی بودن؟

سلام علیکم :
در عبارت اول و دوم به ترتیب " البتّة" و "حجرا" مفعول مطلق هستند و حذف عامل هردو وجوبی می باشد زیرا تأکید بر جمله می کنند

2- این از باب تضمین است
هرگاه بر سر "قول" یکی از کلمات استفهام بیاید معنای ظن می دهد و همچنین مانند ظن هم عمل می کند (دو مفعول می گیرد) : أ تقول زيداً عالماً؟ ( أي : أ تظن زیدا عالما)
در مذهب بنی سلیم دیده شده است که در برخی از موارد که بر سر این فعل کلمه استفهامیه نیامده باز هم معنای ظن داده و مانند آن عمل کرده است
و "إنّ" بعد از آن جایز است به شکل مفتوحه بیاید .

در صورتی که مقصود متکلم معنای اصلی قول باشد ( به معنای گفتن کلام) دیگر عمل ظن را انجام نمی دهد
3- بله : در صورتی که استثنا غیر موجبه و متصل باشد ، مستثنی می تواند بدل یا منصوب به استثناء شود( البته بدلیت رجحان دارد) : لا إله إلا اللهُ
در صورتی که مستثنا بر مستثنی منه مقدم شود مستثنی واجب النصب می شود( وجود مانع) : ما لي إلا خالدا صدیق



اين مطلب آخرين بار توسط خزایی در الجمعة 10 أغسطس - 14:59 ، و در مجموع 1 بار ويرايش شده است.

porseshgar


عضو ممتاز
عضو ممتاز
سلام علیکم و رحمه الله بر استاد خزایی گرامی

با آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما

1- إِذْ قَالَ يُوسُفُ لِأَبِيهِ يَا أَبَتِ إِنِّي رَأَيْتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَبًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ رَأَيْتُهُمْ لِي سَاجِدِينَ ﴿يوسف: ٤﴾

در " أَبَتِ " تاء بجای یاء متکلم (به معنای پدر من) آمده.آیا معنای " أَبَتِ " دقیقا مثل معنای " ابی " است؟ یا اینکه " أَبَتِ " درونش معنای ترحم و دلسوزی نهفته است که در معنای " ابی " وجود ندارد؟

2- قَالَ يَا بُنَيَّ لَا تَقْصُصْ رُؤْيَاكَ عَلَىٰ إِخْوَتِكَ فَيَكِيدُوا لَكَ كَيْدًا إِنَّ الشَّيْطَانَ لِلْإِنسَانِ عَدُوٌّ مُّبِينٌ ﴿يوسف: ٥﴾

آیا " بُنَيَّ " = (ابن/بنو ) + یاء متکلم + یاء تصغیر یا " بُنَيَّ "= بنیو (وزن فعیل به ضمه فاء و فتحه عین) + یاءمتکلم؟

کلمه " بُنَيَّ " دقیقا به چه معناست؟(ایا معنای دلسوزی در آن نهفته است؟)

3- وَمِنْهُمْ أُمِّيُّونَ لَا يَعْلَمُونَ الْكِتَابَ إِلَّا أَمَانِيَّ وَإِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ ﴿البقرة: ٧٨﴾

وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رَّسُولٍ وَلَا نَبِيٍّ إِلَّا إِذَا تَمَنَّىٰ أَلْقَى الشَّيْطَانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ فَيَنسَخُ اللَّهُ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ ثُمَّ يُحْكِمُ اللَّهُ آيَاتِهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ﴿الحج: ٥٢﴾


1- آیا کلمه " أَمَانِيَّ " جمع " أُمْنِيَّه " است؟

2- وزن کلمات " أَمَانِيَّ " و " أُمْنِيَّه " و ریشه ی این کلمات چیست؟


الطالبة


عضو ممتاز
عضو ممتاز
porseshgar نوشته است:سلام علیکم و رحمه الله بر استاد خزایی گرامی

با آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما

1- إِذْ قَالَ يُوسُفُ لِأَبِيهِ يَا أَبَتِ إِنِّي رَأَيْتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَبًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ رَأَيْتُهُمْ لِي سَاجِدِينَ ﴿يوسف: ٤﴾

در " أَبَتِ " تاء بجای یاء متکلم (به معنای پدر من) آمده.آیا معنای " أَبَتِ " دقیقا مثل معنای " ابی " است؟ یا اینکه " أَبَتِ " درونش معنای ترحم و دلسوزی نهفته است که در معنای " ابی " وجود ندارد؟

2- قَالَ يَا بُنَيَّ لَا تَقْصُصْ رُؤْيَاكَ عَلَىٰ إِخْوَتِكَ فَيَكِيدُوا لَكَ كَيْدًا إِنَّ الشَّيْطَانَ لِلْإِنسَانِ عَدُوٌّ مُّبِينٌ ﴿يوسف: ٥﴾

آیا " بُنَيَّ " = (ابن/بنو ) + یاء متکلم + یاء تصغیر یا " بُنَيَّ "= بنیو (وزن فعیل به ضمه فاء و فتحه عین) + یاءمتکلم؟

کلمه " بُنَيَّ " دقیقا به چه معناست؟(ایا معنای دلسوزی در آن نهفته است؟)

3- وَمِنْهُمْ أُمِّيُّونَ لَا يَعْلَمُونَ الْكِتَابَ إِلَّا أَمَانِيَّ وَإِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ ﴿البقرة: ٧٨﴾

وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رَّسُولٍ وَلَا نَبِيٍّ إِلَّا إِذَا تَمَنَّىٰ أَلْقَى الشَّيْطَانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ فَيَنسَخُ اللَّهُ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ ثُمَّ يُحْكِمُ اللَّهُ آيَاتِهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ﴿الحج: ٥٢﴾

1- آیا کلمه " أَمَانِيَّ " جمع " أُمْنِيَّه " است؟

2- وزن کلمات " أَمَانِيَّ " و " أُمْنِيَّه " و ریشه ی این کلمات چیست؟


سلام علیکم ورحمة الله
1. "یا أبت" من الممکن قد کان "یا أبتا" و بعد حذف الف صارت کسرة نائبة عنه. إن کان هذا صحیحا فهو نوع من النداء بإسم الندبة و بمعنی" ای پدر"
2.بنیّ إسم تصغیر إبن بمعنی" پسرکم" کذلک الحال بنسبة إلی بنیّة بمعنی" دخترکم"
3. الأمنیّة مفرد وجمعها هو: الأمنیّات و الأمانیّ.
4. من مادّة " م ن ی" و وزن أمانیّ هو أفاعیل.
دمتم مؤفقین و التحیات
ننتظر جواب الأستاذ خزایی الکریم .


http://belarabi.blogfa.com

خزایی


دیگه صاحب خونه شده
دیگه صاحب خونه شده
الطالبة نوشته است:
porseshgar نوشته است:سلام علیکم و رحمه الله بر استاد خزایی گرامی

با آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما

1- إِذْ قَالَ يُوسُفُ لِأَبِيهِ يَا أَبَتِ إِنِّي رَأَيْتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَبًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ رَأَيْتُهُمْ لِي سَاجِدِينَ ﴿يوسف: ٤﴾

در " أَبَتِ " تاء بجای یاء متکلم (به معنای پدر من) آمده.آیا معنای " أَبَتِ " دقیقا مثل معنای " ابی " است؟ یا اینکه " أَبَتِ " درونش معنای ترحم و دلسوزی نهفته است که در معنای " ابی " وجود ندارد؟

2- قَالَ يَا بُنَيَّ لَا تَقْصُصْ رُؤْيَاكَ عَلَىٰ إِخْوَتِكَ فَيَكِيدُوا لَكَ كَيْدًا إِنَّ الشَّيْطَانَ لِلْإِنسَانِ عَدُوٌّ مُّبِينٌ ﴿يوسف: ٥﴾

آیا " بُنَيَّ " = (ابن/بنو ) + یاء متکلم + یاء تصغیر یا " بُنَيَّ "= بنیو (وزن فعیل به ضمه فاء و فتحه عین) + یاءمتکلم؟

کلمه " بُنَيَّ " دقیقا به چه معناست؟(ایا معنای دلسوزی در آن نهفته است؟)

3- وَمِنْهُمْ أُمِّيُّونَ لَا يَعْلَمُونَ الْكِتَابَ إِلَّا أَمَانِيَّ وَإِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ ﴿البقرة: ٧٨﴾

وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رَّسُولٍ وَلَا نَبِيٍّ إِلَّا إِذَا تَمَنَّىٰ أَلْقَى الشَّيْطَانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ فَيَنسَخُ اللَّهُ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ ثُمَّ يُحْكِمُ اللَّهُ آيَاتِهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ﴿الحج: ٥٢﴾

1- آیا کلمه " أَمَانِيَّ " جمع " أُمْنِيَّه " است؟

2- وزن کلمات " أَمَانِيَّ " و " أُمْنِيَّه " و ریشه ی این کلمات چیست؟


سلام علیکم ورحمة الله
1. "یا أبت" من الممکن قد کان "یا أبتا" و بعد حذف الف صارت کسرة نائبة عنه. إن کان هذا صحیحا فهو نوع من النداء بإسم الندبة و بمعنی" ای پدر"
2.بنیّ إسم تصغیر إبن بمعنی" پسرکم" کذلک الحال بنسبة إلی بنیّة بمعنی" دخترکم"
3. الأمنیّة مفرد وجمعها هو: الأمنیّات و الأمانیّ.
4. من مادّة " م ن ی" و وزن أمانیّ هو أفاعیل.
دمتم مؤفقین و التحیات
ننتظر جواب الأستاذ خزایی الکریم .


سلام علیکم و شکرا للطالبة الکريمة علی الإجابة و أما بعد :
هرگاه ( أب/ أم) منادای مضاف به یاء متکلم شوند ( یا أبی / یا أمی) جایز است یاء متکلم به تاء مفتوحه یا مکسوره بدل شود :یا أبتَ/ یا أبتِ/ یا أمتَ / یا أمتِ
که در حالت وقف جایز است تاء به هاء بدل شود : یا أبه
بنابراین نظر "یا أبتِ" حالتی از حالات منادای مضاف به یاء متکلم است و تاء به عوض از یاء آمده است
در صورتی که به شکل "يا أبتَ" می آمد ( به فتح تاء) جایز بود طبق گفته شما فتحه را دال بر الف محذوفه ندبه می گرفتیم :و اصل آن را "یا أبتا" بدانیم
تفاوت "يا أبتِ" با "یا أبي" در معنا این است که در "يا أبت" نوعی احساس و شعور عاطفی (مانند : شادی /حزن/ تحبیب و... ) از سوی فرزند نسبت به پدر نهفته است در حالی که " یا أبی" ندای عامه مردم و در حالت عادی است

.

الطالبة


عضو ممتاز
عضو ممتاز
سلام علیکم ورحمة الله
أعتذر یا أستاذ علی تدخلی فی الجواب.
وشکرا

http://belarabi.blogfa.com

porseshgar


عضو ممتاز
عضو ممتاز
سلام علیکم ورحمة الله

با تشکر از اساتید گرامی که به سوال بنده جواب دادند، ولی چند نکته را بنده متوجه نشدم

1- وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رَّسُولٍ وَلَا نَبِيٍّ إِلَّا إِذَا تَمَنَّىٰ أَلْقَى الشَّيْطَانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ فَيَنسَخُ اللَّهُ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ ثُمَّ يُحْكِمُ اللَّهُ آيَاتِهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ﴿الحج: ٥٢﴾

" أُمْنِيَّه "بر چه وزنی است؟

2- قَالَ يَا بُنَيَّ لَا تَقْصُصْ رُؤْيَاكَ عَلَىٰ إِخْوَتِكَ فَيَكِيدُوا لَكَ كَيْدًا إِنَّ الشَّيْطَانَ لِلْإِنسَانِ عَدُوٌّ مُّبِينٌ ﴿يوسف: ٥﴾

اگر یاء آخر " بُنَيَّ " یاء تصغیر باشد،

1-آیا " بُنَيَّ "= (ابن/بنو/بنی) + یاء متکلم وحده+ یاء تصغیر؟

2- در " بُنَيَّ " چرا باء ضمه دارد و نون فتحه و چرا یاء مشدد فتحه دارد؟ منظورم این است که آیا وزن خاصی دارد؟

3- آیا در معنای " بُنَيَّ " دلسوزی از پدر برای پسر نهفته است (مثل ابت) ؟

3- وَأَرْسَلَ عَلَيْهِمْ طَيْرًا أَبَابِيلَ ﴿الفيل: ٣﴾

" أَبَابِيلَ " وزن و ریشه اش چیست؟


خزایی


دیگه صاحب خونه شده
دیگه صاحب خونه شده
الطالبة نوشته است:سلام علیکم ورحمة الله
أعتذر یا أستاذ علی تدخلی فی الجواب.
وشکرا
لا شکر علی الواجب و علی الجميع أن یساهموا في الإجابات

خزایی


دیگه صاحب خونه شده
دیگه صاحب خونه شده
porseshgar نوشته است:سلام علیکم ورحمة الله

با تشکر از اساتید گرامی که به سوال بنده جواب دادند، ولی چند نکته را بنده متوجه نشدم

1- وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رَّسُولٍ وَلَا نَبِيٍّ إِلَّا إِذَا تَمَنَّىٰ أَلْقَى الشَّيْطَانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ فَيَنسَخُ اللَّهُ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ ثُمَّ يُحْكِمُ اللَّهُ آيَاتِهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ﴿الحج: ٥٢﴾

" أُمْنِيَّه "بر چه وزنی است؟

2- قَالَ يَا بُنَيَّ لَا تَقْصُصْ رُؤْيَاكَ عَلَىٰ إِخْوَتِكَ فَيَكِيدُوا لَكَ كَيْدًا إِنَّ الشَّيْطَانَ لِلْإِنسَانِ عَدُوٌّ مُّبِينٌ ﴿يوسف: ٥﴾

اگر یاء آخر " بُنَيَّ " یاء تصغیر باشد،

1-آیا " بُنَيَّ "= (ابن/بنو/بنی) + یاء متکلم وحده+ یاء تصغیر؟

2- در " بُنَيَّ " چرا باء ضمه دارد و نون فتحه و چرا یاء مشدد فتحه دارد؟ منظورم این است که آیا وزن خاصی دارد؟

3- آیا در معنای " بُنَيَّ " دلسوزی از پدر برای پسر نهفته است (مثل ابت) ؟

3- وَأَرْسَلَ عَلَيْهِمْ طَيْرًا أَبَابِيلَ ﴿الفيل: ٣﴾

" أَبَابِيلَ " وزن و ریشه اش چیست؟


سلام علیکم :
وزن "أمنيّة" (اُفعيلة به ضم همزه ) و یا (أفعولة) به ضم همزه می باشد که ابتداء شده است : أمنُوية سپس واو را به یاء قلب کردند و شد : أمنيية و یاء در یاء ادغام شد : أمنيّة) ریشه "بُنَيَّ " (ب / ن/ و) می باشد که واو آن حذف شده و همزه وصلی در ابتداء می آید ( البته این همزه در اثنای کلام غالبا حذف می شود) :إبن
در هنگام نسبت ؛ تصغیر تثنیه ؛ جمع و... ، واو محذوفه باز می گردد و همزه آن حذف می شود
بنا بر این مصغر آن : بر وزن فُعَيْل ؛ بُنَيو خواهد شد که واو به یاء بدل شده و در یاء ما قبل ادغام می گردد : بُنَيّ
حال اگر این اسم مصغر را به یاء متکلم اضافه کنیم می شود : بُنَيَّيَ( یاء متکلم در این حالت مفتوحه خواهد بود)
به علت مقارنت سه یاء یک یاء را حذف می کنیم : بُنَيَّ ( پسرکم / پسر کوچکم)
در معنای (بني) حب پدر نسبت پسر نهفته است و یکی از اهداف تصغیر تحبیب است
أبابیل : بر وزن "أفاعیل" جمعی است که مفرد از لفظ خود ندارد و به معنای جماعت و فرقه می باشد ( البته برخی برای آن مفرد ذکر کرده اند : إبَّول/ إبّیل) برخی آن را معربه از واژه "ابوک" می دانند که به صورت جمع آمده است
وفقکم الله

porseshgar


عضو ممتاز
عضو ممتاز
سلام علیکم و رحمه الله بر استاد خزایی گرامی و با تشکر فراوان

وَزَرَابِيُّ مَبْثُوثَةٌ ﴿الغاشية: ١٦﴾

" زَرَابِيُّ " 1) وزن و 2) ریشه اش چیست؟

3) آیا یاء مشدد آخر آن یاء نسبت است؟ یا جزء خود کلمه است؟


الطالبة


عضو ممتاز
عضو ممتاز
porseshgar نوشته است:سلام علیکم و رحمه الله بر استاد خزایی گرامی و با تشکر فراوان

وَزَرَابِيُّ مَبْثُوثَةٌ ﴿الغاشية: ١٦﴾

" زَرَابِيُّ " 1) وزن و 2) ریشه اش چیست؟

3) آیا یاء مشدد آخر آن یاء نسبت است؟ یا جزء خود کلمه است؟


سلام علیکم ورحمة الله
زرابیّ کلمه جمع غیرعربی است. از مادّة" زرب". و "یاء" جزء خود کلمه هست.
مفرد آن: ژُربی و زربیة. بمعنی بُسُط أو فُرُش تُبسَط للجلوس علیها.
كلمه زرابي جمع زربی و زربيه است كه هم با فتحه اول و هم با ضمه و هم با كسره آن خوانده مي‏شود ، و زربيه به معناي بساط فاخر است. گفته شده که این کلمه اصلش از آذربایجان است و از کلمه ی" أذربیة " که الف آن حذف شده است.
در تفسیر نمونه آمده است که فرش های عالی خوابدار که هم نرم و راحت اند وهم گران بها و پرقیمت.
التحیات

http://belarabi.blogfa.com

porseshgar


عضو ممتاز
عضو ممتاز
الطالبة نوشته است:
porseshgar نوشته است:سلام علیکم و رحمه الله بر استاد خزایی گرامی و با تشکر فراوان

وَزَرَابِيُّ مَبْثُوثَةٌ ﴿الغاشية: ١٦﴾

" زَرَابِيُّ " 1) وزن و 2) ریشه اش چیست؟

3) آیا یاء مشدد آخر آن یاء نسبت است؟ یا جزء خود کلمه است؟


سلام علیکم ورحمة الله
زرابیّ کلمه جمع غیرعربی است. از مادّة" زرب". و "یاء" جزء خود کلمه هست.
مفرد آن: ژُربی و زربیة. بمعنی بُسُط أو فُرُش تُبسَط للجلوس علیها.
كلمه زرابي جمع زربی و زربيه است كه هم با فتحه اول و هم با ضمه و هم با كسره آن خوانده مي‏شود ، و زربيه به معناي بساط فاخر است. گفته شده که این کلمه اصلش از آذربایجان است و از کلمه ی" أذربیة " که الف آن حذف شده است.
در تفسیر نمونه آمده است که فرش های عالی خوابدار که هم نرم و راحت اند وهم گران بها و پرقیمت.
التحیات

وعلیکم السلام و رحمه الله و برکاته


پس آیا " زرابی " بر وزن " فعالیل " می باشد؟

manodeltang


دوست جدید
دوست جدید


سلام، کسی میتونه این عبارات رو ترکیب کنه؟

یَا عَبْدَ اللَّهِ أَحْبِبْ فِی اللَّهِ وَ أَبْغِضْ فِی اللَّهِ وَ وَالِ فِی اللَّهِ وَ عَادِ فِی اللَّهِ فَإِنَّهُ لَنْ تُنَالَ وَلَایَةُ اللَّهِ إِلَّا بِذَلِکَ وَ لَا یَجِدُ رَجُلٌ طَعْمَ الْإِیمَانِ وَ إِنْ کَثُرَتْ صَلَاتُهُ وَ صِیَامُهُ حَتَّى یَکُونَ کَذَلِکَ وَ قَدْ صَارَتْ مُؤَاخَاةُ النَّاسِ یَوْمَکُمْ هَذَا أَکْثَرُهَا فِی الدُّنْیَا عَلَیْهَا یَتَوَادُّونَ وَ عَلَیْهَا یَتَبَاغَضُونَ وَ ذَلِکَ لَا یُغْنِی عَنْهُمْ مِنَ اللَّهِ شَیْئاً.

الطالبة


عضو ممتاز
عضو ممتاز
سلام علیک و رحمة الله
یَا: أداة النداء، مبنیة علی السکون، نائبة عن الفعل المحذوف" أنادی" أو ما شابه به.
عَبْدَ اللَّهِ : المنادی المضاف و منصوب بالفتحة الظاهریة، المضاف
الله: المضاف إلیه و مجرور بالکسر
أَحْبِبْ: الفعل الأمر مبنی علی السکون، باب الإفعال، من مادة" ح ب ب " ،الفعل المضاعف ، من صیغة المخاطب
فِی اللَّهِ : الجار والمجرور متعلق بـ"أحبب"
وَ أَبْغِضْ فِی اللَّهِ: جملة معطوف بالجملة السابقة و إعرابها کذلک.
(أبغض: الفعل الأمر مبنی علی السکون، باب الإفعال، من مادة " ب غ ض"، الثلاثی المزید، السالم، الصحیح)
وَ: حرف العطف ، مبنی علی الفتح ، غیر العامل
وَالِ: الفعل الأمر مبنی علی حذف لام الفعل ، من مادة" و ل ی" ،الفعل المعتل من نوع اللفیف،من باب المفاعلة، الثلاثی المزید
فِی اللَّهِ: الجار و المجرور، متعلق بقعل " وال"
لأجل ضیق وقتی هذا لیس بالکامل فیطلب مساعدة الآخرین.
التحیات

http://belarabi.blogfa.com

خزایی


دیگه صاحب خونه شده
دیگه صاحب خونه شده
manodeltang نوشته است:

سلام، کسی میتونه این عبارات رو ترکیب کنه؟

یَا عَبْدَ اللَّهِ أَحْبِبْ فِی اللَّهِ وَ أَبْغِضْ فِی اللَّهِ وَ وَالِ فِی اللَّهِ وَ عَادِ فِی اللَّهِ فَإِنَّهُ لَنْ تُنَالَ وَلَایَةُ اللَّهِ إِلَّا بِذَلِکَ وَ لَا یَجِدُ رَجُلٌ طَعْمَ الْإِیمَانِ وَ إِنْ کَثُرَتْ صَلَاتُهُ وَ صِیَامُهُ حَتَّى یَکُونَ کَذَلِکَ وَ قَدْ صَارَتْ مُؤَاخَاةُ النَّاسِ یَوْمَکُمْ هَذَا أَکْثَرُهَا فِی الدُّنْیَا عَلَیْهَا یَتَوَادُّونَ وَ عَلَیْهَا یَتَبَاغَضُونَ وَ ذَلِکَ لَا یُغْنِی عَنْهُمْ مِنَ اللَّهِ شَیْئاً.
سلام علیکم ادامه ترکیبی که "الطالبة" انجام دادند اینگونه است:
و: حرف العطف / عاد : فعل الأمر للمخاطب من باب المفاعلة مبني علی حذف حرف العلة و فاعله "أنت" المستتر ، في: الحرف الجار و "الله" مجرور بالحرف الجار بالکسرة *الجار و الجرور يتعلقان بـ(عاد) / الفاء: حرف الإستئناف / إن: من الحروف المشبهة بالفعل و إسمه "ه" في محل النصب و خبره (لن تنال ولایة الله)في محل الرفع/ لن : حرف النفي و الإستقبال و ناصب بذاته/ تنال: الفعل المبني للمفعول(أو المجهول) و منصوب و نائب فاعله "ولاية" مرفوع بالضمة/ إلا: أداة الإستثناء و مبني علی السکون (در خصوص عامل بودن این حرف اختلاف است برخی گفته اند که عامل نصب مستثنی است و برخی آن را غیر عامل دانسته اند )/ بذلک: الجار و المجرور یتعلقان بالمستثنی المحذوف "النيل"(مصدر فعل نال) و الإستثناء تام و متصل و غير موجبة (أي السالبة) / الواو للإستئناف/ لا :حرف النفي و غير عامل/ يجد : الفعل المضارع و المثال الواوي و إعلاله بالحذف و معرب و فاعله "رجل" مرفوع بالضمة/ طعم : المفعول به و منصوب بالفتحة/الإيمان: المضاف إلیه و مجرور بالکسرة/ الواو للإستئناف/إن : الوصلية (هرگاه إن در اثناء کلام و بعد از واو بیاید نیازی به جواز شرط ندارد)/ کثرت : فعل الشرط و فاعله "صلاة" و "ه" المضاف الیه و مجرور محلا /الواو عاطفة/ صيام : المعطوف بالصلاة و مرفوع بالتبعية/" ه " المضاف الیه و مجرور/ حتی:الحرف الناصب بأن المقدر / يکون: الفعل المضارع و أجوف واوي و إعلاله بالتسکین(الصرف) و منصوب بالفتحة و إسمه "هو" الضمیر المستتر / کذلک: الجار و مجرور خبر"یکون" في محل النصب(أو متعلقان بخبره)/ الواو إستئنافية/ قد : حرف التحقیق/صارت : الفعل الناقص في المعنی(من الأفعال الناقصة) الأجوف الیائي و إعلاله بالقلب(الصرف) و إسمه"مؤاخاة" و مرفوع بالضمة /الناس: المضاف إليه و مجرور بالکسرة/یوم: الظرف للزمان و منصوب و عامله "صارت"/کم: المضاف إليه و مجرور بالإعراب المحلي/هذا: النعت المزبور لـ"یوم"(هرگاه مشار الیه بر اسم اشاره مقدم شود صفت مزبور می شود)/ أکثرها في الدنیا: الجملة الإسمية في محل النصب علی أنها خبر "صارت"/ علیها: الجار و مجرور یتعلقان بـ(یتوادون)/ یتوادون: المضارع المرفوع بثبوت نون الإعراب للغائبین و من باب التفاعل الفعل المضاعف و إدغامه واجب(الصرف)فاعله الواو الضمیر البارز في محل الرفع/ الواو عاطفة/ علیها : الجار و المجرور یتعلقان بـ(يتباغضون)/ یتباغضون: الفعل المضارع للغائبین،مزید الثلاثي من التفاعل مرفوع بثبوت النون و فاعله "الواو" الضمیر البارز/ الواو إستئنافية
/ذلک : المبتدأ و مرفوع محلا و خبره "لایغنی من الله شيئا"و الجملة الإسمية مستأنفة/ لا : الحرف النافي و غیر عامل /یغني : الفعل المضارع للغائب مزید الثلاثي من الإفعال و الفعل ناقص یائي و إعلاله بالتسکین (الصرف)و مرفوع تقدیرا و فاعله "هو" الضمیر المستتر و مرجعه "ذلک"/ عنهم : الجار و المجرور یتعلقان بـ "یغني"/من الله :الجار و المجرور و یتعلقان بـ(یغنی)/ شیئا: المفعول به و منصوب بالفتحة و عامله "يغني"

porseshgar


عضو ممتاز
عضو ممتاز
سلام علیکم و رحمه الله بر استاد خزایی گرامی

1- قَوَارِيرَ مِن فِضَّةٍ قَدَّرُوهَا تَقْدِيرًا ﴿الانسان: ١٦﴾

وزن و ریشه " قَوَارِيرَ " چیست؟

2- وَزَرَابِيُّ مَبْثُوثَةٌ ﴿الغاشية: ١٦﴾

آیا وزن " زَرَابِيُّ " فعالیل و آیا ریشه آن " زرب " است؟

محتوى إعلاني


مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي بازگشت به بالاي صفحه  پيام [صفحه 18 از 19]

رفتن به صفحه : الصفحة السابقة  1 ... 10 ... 17, 18, 19  الصفحة التالية

صلاحيات هذا المنتدى:
شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد